ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤١٥ - باب سى و هفتم در جود و سخا
ابراهيم بن جنيد گويد چهار چيز است كه كريم را از آن ننگ نبايد داشت اگرچه اميرى بود، پدر را بر پاى خاستن و مهمانرا خدمت كردن و عالمى را كه از وى علم آموخته باشى[١] خدمت كردن و آنچه نداند پرسيدن.
ابن عبّاس گويد اندر قول خداى عزّ و جلّ ليس عليكم جناح ان تأكلوا جميعا او اشتاتا گفت كراهيت داشتند [تنها[٢]] طعام خوردن [چون] اين آية فرود آمد با كى نيست شما را با كسى خورى يا تنها[٣] [رخصت دادند ايشانرا اندرين[٤]].
[عبد اللّه بن عامر مردى را مهمان كرد، ميزبانى نيكو بكرد چون بازگشت غلامان وى اندر بار بستن يارى ندادند، مرد گفت سبب اين چيست گفت ايشان يارى نكنند آنرا كه از نزديك ما بازگردد.
و اندرين معنى بيت متنبّى است.
شعر:
|
اذا ترحّلت عن قوم و قد قدروا |
ان لا تفارقهم فالرّاحلون هم |
|
عبد اللّه مبارك گويد سخاوت كردن از آنچه در دست مردمانست فاضلتر از بذل كردن آنچ[٥] در دست تو است.
كسى گويد اندر نزديك بشر بن الحارث[٦] شدم، روزى سرمائى بود سخت[٧]
[١] - مب: علم آموزى.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: اگر با كسى خوريد و اگر پراكنده.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: فاضلتر از آنست كى.
[٦] - مب: بشر حافى.
[٧] - مب: در روزى كى سرماى سخت بود.