ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٨١ - باب سى و پنجم در فراست
نگريستم[١] عثمان رضى اللّه عنه گفت از شما كس بود كه درآيد و آثار زنا بر وى پيدا باشد[٢] من گفتم وحى بتو آمد از پس پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم[٣] گفت نه و ليكن بدانند ببرهان و فراست [راست[٤]].
ابو سعيد خرّاز گويد اندر مسجد حرام شدم، درويشى را ديدم [دو خرقه داشت و[٥]] چيزى ميخواست [من] با خويشتن گفتم اين چنين بعضى خويشتن گران كردهاند بر مردمان[٦] آن درويش اندر من نگريست و گفت. و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه [بو سعيد] گفت من استغفار كردم [اندر وقت[٧]] آواز داد و مرا گفت و هو الّذى يقبل التّوبة عن عباده.
از ابراهيم خوّاص حكايت كنند كه گفت[٨] ببغداد بودم، اندر جامع و جماعتى درويشان آنجا بودند. جوانى درآمد [ظريف و[٩]] خوش بوى [نيكو روى من درويشانرا گفتم كه[١٠]] اندر دل من افتاد كه اين [جوان[١١]] جهودست همه درويشان كراهيت داشتند از من آن سخن[١٢] من بيرون شدم[١٣] و او نيز بيرون آمد پس پيش درويشان رفت[١٤] و گفت چه گفت از من آن پير[١٥] گفت از من حشمت كردند و
[١] - مب: تأمل كردم.
[٢] - مب: كسى در پيش من آمد و اثر زنا در چشم وى بود. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.
[٣] - مب: پس از آن رسول ٧.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: كسان خويشتن را عيال مردمان كنند.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - ابراهيم خواص گويد.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: سخن من انكار كردند. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٣]- مب: آمدم.
[١٤] - اصل: و آن جوان باز نزديك ايشان آمد. مب: درستتر و تمامتر است.
[١٥] - مب: شيخ چه گفت در حق من.