ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٨٣ - باب سى و پنجم در فراست
ابو موسى ديبلى گفت از عبد الرّحمن بن يحيى پرسيدم[١] از توكّل گفت توكّل آن بود [كه] اگر دست تا وارن[٢] اندر دهان اژدهائى[٣] كنى از هيچيز بنترسى جز از خداى عزّ و جلّ، گفت از آنجا[٤] بيرون آمدم، بنزديك ابو يزيد آمدم[٥] تا توكّل از وى بپرسم، در بزدم[٦] آواز داد[٧] گفت سخن عبد الرّحمن كفايت نيست ترا، گفتم در بگشاى [مرا] گفت بزيارت من نيامدى، جواب [از پس در[٨]] بيافتى، در بازنكرد[٩] گفت من شدم و سالى بيستادم پس آنگاه آمدم[١٠] گفت مرحبا[١١] بزيارت آمدى، يك ماه نزديك او بيستادم[١٢] هيچ خاطر[١٣] نيامد مرا[١٤] الّا كه از همه خبر داد بوقت وداع[١٥] گفتم [مرا[١٦]] فايده ده گفت از مادرم شنيدم كه [گفت] [اندر[١٧]] آنوقت كه بمن حامله بود، هرگاه كه طعامى
[١] - اصل: عبد الرحمن بن يحيى را پرسيدند. خلاف متن عربى است.
[٢] - مب: تا بازو. متن عربى: حتى تبلغ الرسغ. رسغ بند دست است كه بپارسى وارن و آرنج نيز گويند.
[٣] - مب: اژدها.
[٤] - مب: بو موسى گويد از پيش او.
[٥] - مب: و در پيش بو يزيد شدم.
[٦] - مب: چون در بكوفتم.
[٧] - اصل: آواز دادم. مب: بمتن عربى نزديكتر است.
[٨]- مب: ندارد.
[٩] - مب: بازگرد. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٠] - مب: بعد از سالى بزيارت او شدم.
[١١] - مب: اكنون.
[١٢] - مب: پيش او بودم.
[١٣] - اصل: حاضر. غلط است.
[١٤]- مب: بدل من نگذشت.
[١٥] - مب: چون وداع كردم.
[١٦]- مب: ندارد.
[١٧]- مب: ندارد.