ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٩٦ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
اشارة فرا عتابى كند يا رمزى بود باستحقاق تأديبى، ازان لامحاله اندر دل قبض حاصل آيد و بود كه موجب بعضى از واردات اشارتى بود بنزديكى يا اقبالى بر وى از لطف اندر دل بسط حاصل آيد و اندر جمله قبض هر كسى بر اندازه بسط وى بود و بسط وى بر اندازه قبض.
و قبضى بود كى بر خداوند وى مشكل بود سبب آن، اندر دل قبض همىيابد موجبش نداند راه او آنست كى تسليم كند تا آنوقت كى بگذرد كه اگر تكليف كند تا آن برود يا پيش وقت باز شود [پيش تا در آيد][١] باختيار خويش قبض زيادت شود، و بود كه ازو آن بترك ادب شمرند چون بحكم وقت گردن نهد زود بود كى آن قبض زائل شود. و حقّ سبحانه همىگويد و اللّه يقبض و يبسط و اليه ترجعون.
و بسطى بود كه ناگاه اندر آيد و نابيوسان و صاحب او را نيابد و آنرا سببى نداند[٢] نشاط اندر دل او پديد آيد و او را از جاى برانگيزد، راه او آنست كى آرام گيرد و ادب بجاى آرد كه او را اندرينوقت اگر چيزى چنين كند مخاطرتى بزرگ بود، از مكر خفى بايد ترسيدن.
و يكى گويد وقتى درى از بسط بر من باز گشادند زلّتى كردم از آن مقام بازماندم و از اين سبب گفتهاند بر بساط بباش و گرد انبساط مگرد. و خداوندان حقيقت قبض و بسط از جمله آن دانستهاند كى از وى پناه بايد خواست زيرا كه [قبض و بسط با اضافت] با آنچه فوق آنست از استهلاك بنده [و اندراج وى در حقيقت[٣]] درويشى و زيانگارى بود[٤]. و از جنيد مىآيد كى گفت خوف مرا بر قبض همىدارد و
[١] - ظاهرا زائد است.
[٢] - ظ: و صاحب او نيابد آنرا سببى. مب: و خداوندش سببى نداند.
[٣] - اصل: آن با اضافت كردن با آنچه برتر از آنست از استهلاك بنده بود و درآمدن او اندر حقيقت.
[٤] - مب: فقر و ضر است.