ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٨٥ - باب بيست و سيم در صبر
دنيا بر تو حرام كردم كه تو بر فراق يار من بنگريستى و اين چشم بيست سالست تا باز نگشاد[١] و اندرين معنى اين آيت گفتهاند فاصبر صبرا جميلا، صبر جميل آنست كه خداوند مصيبت را اندر ميان قوم باز نشناسى كه كدامست.
عمر خطّاب رضى اللّه عنه گويد اگر صبر و شكر دو مركب بودندى بر هر كدام كه نشستمى باك نداشتمى[٢].
و اندر خبر همىآيد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم را پرسيدند از ايمان گفت صبرست و خوش خويى.
سرى را از صبر پرسيدند، سخن در آن همىگفت كژدمى بر پاى وى افتاد در وقت چندباره بزد[٣]، وى ساكن بود گفتند يا شيخ چرا بنراندى[٤] گفت از خداى شرم داشتم كه اندر صبر سخن گويم و صبر نكنم.
اندر اخبار مىآيد كه درويشانى صبر كننده[٥] همنشينان خداى عزّ و جلّ باشند روز قيامت.
و خداوند سبحانه و تعالى بيكى از پيغمبران وحى فرستاد كه بلاى خويش بر فلان بنده فرو فرستاديم، دعا كرد و در اجابت تأخير كردم، بمن گله كرد[٦] گفتم
[١] - مب: اكنون بر هم نهاده است و گفته است كه حرام كردم تا در دنيا باشم نيز بتو هيچ چيز نهبينم اكنون شصت سالست بازنكرد. متن عربى، نسخه موزه بغداد: فمنذ ثلاثين سنة. چاپ مصر: فمنذ ستين سنه. اصل با هيچيك مطابق نيست.
[٢] - مب: دو اشتر بودندى بر هر دوان نشستمى و بانگ( ظ: باك) نداشتمى. متن عربى بعد ازين اضافه دارد: و كان ابن شبرمة اذا نزل به بلاء قال سحابة ثم تنقشع. و اين شبرمه هرگاه كه بدو بلايى مىرسيد مىگفت ابريست كه از هم باز خواهد شد. نسخه چاپ مصر ندارد.
[٣] - مب: كژدمى بپاى او بردويد و چند جاى بر پاى او زد.
[٤] - مب: گفتند چرا از خويشتن نيفكندى.
[٥] - مب: و در خبرست كه درويشان صابر.
[٦] - مب: اجابت نكردم با من از من گله كرد.