ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٠٧ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
كرد گفت از كريم چه آيد[١] مگر كرم.
يكى ديگر[٢] را بخواب ديدند [از بزرگان[٣]] از حال او[٤] پرسيدند گفت ما را حساب كردند و باريك فرو گرفتند[٥] پس منّت برنهادند و آزاد كردند.
[حبيب عجمى را بخواب ديدند، او را گفتند توئى حبيب عجمى گفت هيهات آن عجمت شد و ما در نعمت بمانديم].
سفيان ثورى را بخواب ديدند گفتند خداى با تو چه كرد گفت بر من رحمت كرد، گفتند حال عبد اللّه مبارك چيست گفت از جمله آنانست كه هر روز دو بار بحضرت حق تعالى شود[٦]].
از استاد ابو على شنيدم كه [گفت] استاد ابو سهل صعلوكى [رحمه اللّه] ابو سهل زجاجى را بخواب ديد گفت[٧] خداى با تو چه كرد [و اين ابو سهل بو عيد ابد بگفتى[٨]] گفت آنجا كار آسانتر از آنست كه ما پنداشتيم.
حسن بصرى اندر مسجد شد[٩] تا نماز [شام[١٠]] كند [و] امام، حبيب عجمى بود [وى] نماز نكرد [از پس حبيب[١١]] ترسيد كه لحن كند اندر الحمد[١٢] [كه زبان وى گرفته بود[١٣]]، آن شب بخواب ديد كه اگر از پس او نماز كردى [خداى تعالى هر گناه كه در پيش كرده بودى[١٤]] ترا بيامرزيدى.
[١] - مب: چه سزد.
[٢] - مب: ازيشانرا.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: از حالش.
[٥] - مب: با ما شمار باريك كردند.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: ديدم گفتم. غلط است و شايد چنين بوده است: استاد بو سهل صعلوكى گفت.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: در مسجدى رفت.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢]- مب: گفت ترسيدم كى در الحمد لحن كند. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: ندارد.