ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٠٥ - باب سى و هفتم در جود و سخا
نتوانم كرد[١] و همگنانرا نزديك من[٢] حق [و حرمت[٣]] است و اين قسمت نپذيرد[٤] و ايشان هشتاد تن[٥] بودند هر يكى را كنيزكى بخشيد[٦].
عبيد اللّه بن ابى بكره روزى اندر راهى تشنه بود[٧] [از سراى زنى[٨]] آب خواست، زن[٩] كوزه آب بياورد و از پس در بايستاد و گفت ازين در بازتر[١٠] شويد يكى ازين غلامان شما فراگيريد [كه من زنىام از عرب[١١]]، خادمى داشتم، روزى چند هست تا فرمان يافته است[١٢] عبيد اللّه [بن ابى بكره[١٣]] آب بخورد[١٤] غلام را گفت ده هزار درم نزديك اين زن بر، [زن گفت اى سبحان اللّه با من سخريّت مىكنى] گفت بيست هزار درم كردم [زن[١٥]] گفت از خداى عافيت خواهم[١٦] گفت سى هزار درم نزديك آن زن[١٧] بر زن در سراى فراز كرد[١٨] و [گفت اف بر تو[١٩]] غلام بيامد و سى هزار درم نزديك آن زن آورد، بشبانگاه نرسيد كه بسيار خواهندگان
[١] - مب: و وى در جماعت صوفيان حاضر بود گفت زشت باشد كى من تنها بپذيرم و شما همه حاضر و يكى از شما تخصيص كردن هم نشايد
[٢] - مب: ما.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - اصل: بپذيرند. سهو است.
[٥] - مب: كس.
[٦] - مب: و غلامى بداد. متن عربى: فامر لكل واحد بجارية او وصيف. وصيف اعم است از غلام و كنيز.
[٧] - مب: جايى مىرفت در راه تشنه شد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩]- مب: زنى.
[١٠] - مب: فراتر.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: خادمه داشتم و فرمان يافت.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: آن آب بازخورد.
[١٥] - مب: ندارد.
[١٦] - مب: خواه. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٧] - مب: وى.
[١٨]- برگشت و در ببست.
[١٩] - مب: ندارد.