ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٣٨ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
بايد شدن زيرا كه هركه هر آرزويى كه مردمانرا بود، او را نيز آن آرزوى بود يا خواهد بود، از آنجا كه ايشان آرزوى خويش حاصل كنند او را نيز هم از آنجا حاصل بايد كرد از عرق پيشانى و رنج دست[١].
و چون مريد اندر خلوت بذكر مشغول بود اگر اندر خلوت چيزى يابد كه پيشتر از آن نيافته باشد امّا بخواب يا در بيدارى يا ميان خواب و بيدارى از خطابى كه بشنود يا معنيى كه او را روى نمايد از آنچه نقض عادت بود، بدان مشغول نبايد بود البتّه، و باز آن ننگرد و نبايد كه منتظر اين چنين چيزها باشد كه اين همه او را از حق مشغول دارد و چاره نباشد او را با اين همه حالها كه پيش آيد او را، پير خبر دادن از آن، تا دلش فارغ شود از آن و بر پير واجب بود كه سرّ او نگاه دارد و كار او از ديگران پنهان دارد و اندر چشم او آنرا حقير گرداند كه اين همه آزمايش بود و باز آن آرام گرفتن عين مكر بود، مريد بايد كه حذر كند و همّت ازين برتر دارد[٢].
[١] - مب: و سرمايه مريد احتمالست از همه كس بخوشدلى و پيش رضا بازشدن و صبر برضا و درويشى و ترك سؤال و معارضه در اندك و بسيار و آنچ حظ وى بود و هر كى برين صبر نكند گو ببازار شو كى هرچ مردمانرا آرزو كند ويرا نيز آرزو كند واجب چنان كند كى از آنجا حاصل كند كى مردمان كنند از كوشش و عرق پيشانى.
[٢] - مب: و چون مريد مستديم ذكر بود و خلوت گزيند اگر در خلوت چيزى يابد كى پيش از آن نيافته باشد اما در خواب يا در بيدارى يا ميان اين و آن خطايى شنود يا معنيى بيند كى ناقض عادت بود بايد كى بدان مشغول نگردد البته و بدان آرام نگيرد و بايد كى منتظر حصول امثال آن نبود كى از بهر آنك آن همه شواغل بود از حق سبحانه و تعالى و چاره نباشد مريد را درين همه حالها وصف كردن پير را از آنچ شنود و بيند تا دلش از آن فارغ شود و بر پيرش واجب بود سرّ وى نگه داشتن و پوشيده داشتن از غير وى كار وى و در چشم وى آنرا خوار داشتن كى همه اختبارات و آزمايش است و باز آن آرام گرفتن مكر بود مريد را از آن حذر بايد كرد و از آن نگرستن باز آن و همت بلند بايد داشت.