ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٧٦ - باب سى و پنجم در فراست
استاد امام [رحمه اللّه[١]] گويد در پيش استاد ابو على دقّاق [رحمه اللّه] بودم[٢] حديث شيخ ابو عبد الرحمن [سلمى] مىرفت كه او اندر سماع بموافقت درويشان بايستد استاد ابو على گفت مثل او، در حال او[٣] سكون بدو، اولىتر بود[٤] پس هم اندر آن مجلس گفت برخيز و بنزديك او شو و وى اندر كتاب خانه نشسته است و بر روى كتابها، مجلّدى سرخ [پشت] چهار سوى نهادست، اشعار حسين منصورست در آنجا، آن كتاب بياور و [بازو[٥]] هيچ مگو، وقت گرمگاه[٦] بود من اندر شدم وى اندر كتابخانه بود و آن مجلّد[٧] همچنان كه او گفت نهاده بود[٨] چون من بنشستم شيخ ابو عبد الرّحمن در سخن[٩] آمد گفت بعضى از مردمان انكار مىكنند[١٠] بر كسى از علماء كه حركت در سماع ميكند[١١]، مروى را روزى در خانه خالى ديدند و او مىگشت[١٢] [چون متواجدى[١٣]]، پرسيدند او را، از حال او[١٤] گفت مسئله مشكل بود مرا، معنى آن بدانستم [از شادى[١٥]] خويشتن را [فرو[١٦]] نتوانستم داشت [تا[١٧]] برخاستم و ميگشتم، مرا گفت حال ايشان همچنان بود[١٨]
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: شدم. اصل: مطابق متن عربى است.
[٣] - مب: در حال مگر.
[٤] - مب: بودى.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: گرم كاهكى.
[٧] - مب: و آن كتاب.
[٨] - مب: گفته بود نهاده.
[٩]- مب: فرا سخن.
[١٠] - مب: انكارى مىكردند.
[١١] - مب: از حركت وى در سماع.
[١٢] - مب: روزى او را ديدند در خانه خالى و حركتى مىكرد.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: ويرا پرسيدند اين چى حركت است.
[١٥] - مب: ندارد.
[١٦] - مب: ندارد.
[١٧] - مب: ندارد.
[١٨] - مب: ويرا گفتند اين چى حالست و جدى باشد. متن عربى: فقيل له مثل هذا يكون حالهم. وى را گفتند حال درويشان چنين باشد. هر دو مترجم اشتباه كردهاند.