ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٠٣ - باب پنجاه و دوم در سماع
و گفتهاند سماع بر دو قسمت بود، سماعى بود بشرط علم و صحو، و شرط مستمع آنست كى اسماء و صفات داند و اگر نداند اندر كفر محض افتد و سماعى بود بشرط حال، خداوند او بايد كه از احوال بشريّت فانى گشته باشد و از آثار[١] حظوظ پاك بود بظهور احكام حقيقت[٢]].
[و حكايت كنند از احمد ابى الحوارى كه گفت بو سليمان دارانى را پرسيدم از سماع گفت دو از يكى دوستر دارم[٣]].
ابو على رودبارى را پرسيدند از سماع[٤] گفت كاشكى سر بسر برستمى[٥].
ابو الحسين نورى را پرسيدند از صوفى گفت آن [بود[٦]] كه سماع بشنود و اسباب كه دارد ببخشد[٧].
ابو عثمان مغربى گويد هركه سماع دعوى[٨] كند [و از] آواز [هاى] مرغان و چريدن[٩] دد و آواز درها[١٠]] و باد او را سماع نيفتد، او اندر دعوى دروغزن[١١] بود.
[١] - اصل: بآثار. مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - متن عربى: من الاثنين احب الى من الواحد. از دو كس بشنوم دوستر دارم تا از يكى شنوم.
[٤] - مب: از سماع پرسيدند.
[٥] - مب: از آن بجستمى. اين روايت در متن عربى و« مب» بعد از روايت بو الحسين نورى است.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: ايثار كند.
[٨] - اصل: دعوى اين.
[٩]- مب: و جريدن درها. متن عربى و صرير الباب. و غريچست در. اصل بىشبهه غلط است از مترجم يا كاتب.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: و جستن باد سماع نكند مفتن و مدعى. متن عربى، نسخه بغداد: مفتر مدع.
چاپ مصر، شرح زكريا: فقير مدع.