ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٨٨ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
يزيد همىگردانيدند تا بهاء آن بصد دينار شد چندانك جهاز دختر او از آن راست شد[١].
نضر بن شميل گويد ازارى خريدم، كوتاه بود گفتم يا رب يك گز ديگر[٢] زيادت كن، [گزى[٣]] درازتر شد[٤]، اگر بيش [تر] خواستمى [بيش] بكردى.
[گويند عامر بن عبد قيس از خداوند تعالى درخواست كه برو آسان گرداند طهارت كردن در زمستان، او را اجابت كرد هرگه كه وضو كردى در زمستان، آن آب كه بدان وضو همىكردى گرم يافتى و از آن بخار همىآمدى و از خداوند تعالى بخواست كه شهوت زنان از دل او برگيرد، چنان شد كه او ميخواست و درخواست از حقّ تعالى كه شيطانرا از دل او بازدارد در حال نماز، و او را در آن اجابت نكرد[٥]].
بشر حارث[٦] گويد اندر خانه[٧] رفتم، مردى[٨] ديدم [آنجا نشسته[٩]]، گفتم تو كيستى كه بىدستورى [من] در [ين جا] آمده گفت برادر تو خضر[١٠] گفتم مرا دعا كن گفت خداوند[١١] تعالى طاعت خويش [را[١٢]] بر تو آسان كناد،
[١] - مب: دختر بشوى داد چون جهاز ساخت هر وقتى ويرا جامه بيرون آوردى بدينارى بخريدندى جامه بيرون آمد بزاز گفت دينارى بهتر ارزد مىافزودند تا بصد دينار شد دختر را جهاز كرد. بمتن عربى نزديكتر است.
[٢] - مب: گزى.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: زيادت شد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: حافى.
[٧] - مب: در سراى.
[٨] - مب: يكى.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠]- مب: گفت خضرم.
[١١] - مب: خداى.
[١٢] - مب: ندارد.