ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٦٧ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
[زيرا كه] ريسمان بنخريدند گفتند آميخته است سرى نيز طعام[١]، نخورد پس [روزى[٢]] خواهر وى[٣] اندر نزديك او شد پيرزنى را ديد كه خانه [وى[٤]] ميرفت و هر روز دو گرده آوردى[٥]، [خواهرش از آن[٦]] اندوهگن شد، بنزديك احمد حنبل شد و گله كرد احمد حنبل فرا سرى گفت، سرى گفت چون از طعام وى بازايستادم خداى[٧] تعالى دنيا [را] مسخّر من كرد تا بر من نفقه [مى] كند و مرا خدمت [مى] كند.
[محمّد[٨]] منصور الطّوسى[٩] گويد [كه[١٠]] نزديك معروف كرخى بودم، مرا خواند[١١]، ديگر روز باز [نزديك او[١٢]] شدم، اثرى بر روى او بود يكى گفت يا با محفوظ دى نزديك تو بودم، اين نشان[١٣] نبود بر روى تو، [اكنون[١٤]] اين چيست [معروف] گفت [چيزى كه از آن بىنيازى مپرس[١٥]]، از آن پرس كه ترا بكار آيد گفت[١٦] بحقّ معبودت كه بگوى[١٧]، گفت دوش نماز ميكردم
[١] - مب: آن طعام خواهر نيز.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: خواهرش.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: پيش او مىآورد.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: فرا احمد حنبل گله كرد احمد در آن معنى با سرى گفت سرى جواب داد كى چون از طعام خوردن خواهر امتناع كردم ايزد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - متن عربى، چاپ مصر: الطرسوسى.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: مرا دعا كرد. مطابق است با چاپ مصر و شرح زكريا: فدعالى. اصل: مطابق است با نسخه بغداد: فدعانى.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣]- مب: بر وى ديدم كسى وى را پرسيد يا با محفوظ ما دى در نزديك تو آمديم اين اثر.
[١٤] - مب: ندارد.
[١٥] - مب: ندارد.
[١٦] - اصل: گفتم. غلط است.
[١٧] - مب: بمعبودت بگو.