ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦١٩ - باب پنجاه و دوم در سماع
گوش باز آن دارد و سماع كند عاقل بود[١] [پس[٢]] چون قوّال قول بگفت[٣] [آن كودك] شيرخواره بخنديد [همه] [اهل مملكت[٤]] پيش او زمين بوسه كردند و همه او را[٥] بيعت كردند.
از استاد ابو على شنيدم [رحمه اللّه[٦]] كه [گفت[٧]] ابو عمرو نجيد و نصرآبادى و طبقه ازين قوم بر جايى جمع[٨] آمدند نصرآبادى گفت چون قوم[٩] گرد آيند كسى چيزى بگويد[١٠] و ديگران خاموش [باشند، ايشانرا[١١]] بهتر از آنك غيبت [مسلمانان[١٢]] كنند بو عمرو نجيد گفت [اگر[١٣]] سى سال غيبت كنى اين ترا رهانندهتر از آنك اندر سماع چيزى اظهار كنى كه نه آن باشى[١٤].
از استاد ابو على شنيدم كه گفت مردمان، اندر سماع [بر[١٥]] سه [وجه[١٦]] اند متسمّع[١٧] و مستمع[١٨] و سامع. متسمّع[١٩] بوقت شنود و مستمع[٢٠] بحال شنود و سامع بحق شنود.
[استاد امام گويد رحمه اللّه[٢١]] از استاد ابو على[٢٢] چندبار بدفعات طلب رخصتى جستم در سماع[٢٣] چيزى جواب داد كه آن جواب اشارتى بود بر ترك آن
[١] - مب: كى قوالى بياريم اگر نيكو گوش داد زيركى او بدانيد.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: فراگفتن گرفت.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: بوسه دادند و ويرا.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: و آن طبقه جايى حاضر.
[٩] - مب: جماعت.
[١٠] - مب: و يكى چيزى مىگويد.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤]- مب: بهتر از آن كى در سماع چيزى پديد آرى كى تو را آن نباشد.
[١٥] - مب: ندارد.
[١٦] - مب: ندارد.
[١٧] - اصل: مستمع. خلاف متن عربى است.
[١٨] - اصل: مستمع. خلاف متن عربى است.
[١٩] - اصل: مستمع. خلاف متن عربى است.
[٢٠] - اصل: مستمع. خلاف متن عربى است.
[٢١] - مب: ندارد.
[٢٢] - مب: و من از استاد على. غلط است از نويسنده.
[٢٣] - اصل: مىپرسيدم چون طلب رخصتى در سماع. از متن عربى دور است.