ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٨١ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
اكنون بدل هر ركعتى كى مرا ورد بود اكنون دو ركعت نشسته همىكنم از آن خبر كى [نماز] نشسته نيمه نماز بر پاى بود.
و از اين طايفه بود ابو الحسين بندار بن الحسين الشيرازى رحمة اللّه عليه باصول عالم بود، و حال او بزرگ و صحبت شبلى كرده بود، وفات او بارّجان بود. اندر سنه ثلث [و] خمسين و ثلثمايه.
بندار بن الحسين گويد با نفس خصومت مكن كه نه تراست و دست بدار تا آنك مالك اوست آنچه ميخواهد ميكند.
و گويد با مبتدعان صحبت كردن اعراض بار آرد از حق.
و گويد دست بدار از آنچه دوست دارى از بهر آنكه از وى بخواهى طلبيدن.
و از اين طايفه بود ابو بكر الطّمستانى، صحبت ابراهيم الدبّاغ و پيران ديگر كرده بود و يگانه وقت بود بعلم و حال، وفات او اندر نشابور بود پس از [سنه] اربعين و ثلثمايه.
ابو بكر طمستانى گويد نعمت بزرگترين، بيرون آمدنست از نفس و نفس بزرگترين حجابى است ميان تو با خداى.
منصور بن عبد اللّه الاصفهانى گويد ابو بكر طمستانى گفت هرگاه كه دلرا همّتى بود اندر وقت ويرا عقوبت كنند.
هم او گويد راه پيداست و كتاب و سنّت در ميان ماست و فضل صحابه معلومست از آنك سابق بودند بهجرت و صحبت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم و هركه از ما صحبت كتاب و سنّة كند و خويشتن و خلق را بشناسد و بدل با خداى هجرت كند او صادق و مصيب بود.
و از اين طايفه بود ابو العبّاس احمد بن محمّد الدينورى رحمة اللّه عليه صحبت يوسف بن الحسين كرده بود و ابن عطا و جريرى و عالم و فاضل بود و