ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٢٧ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
از خود همىگويم املا توانم كرد[١] عبد اللّه برخاست و بفضل [و بزرگى و زيركى وى] اعتراف كرد[٢] [و علوّ حال او[٣].]
چون اصل[٤] اين طايفه درستترين اصلهاست[٥] و پيران[٦] ايشان بزرگترين مردمانند و علماء ايشان داناتراند[٧] مريدى را كه او را ايمان بود بديشان اگر از اهل سلوك بود خواهنده مقصود ايشان، او با ايشان شريك بود در آنچه ايشان را بدان مخصوص گردانيدهاند بدان، از مكاشفات غيب، محتاج آن نبود كه خويشتن را طفيلى ميكند بر كسى[٨] كه او خارج ازين[٩] طائفه بود و اگر اين مريد، طريق او طريق تقليد بود [و] بحال خويش مستقلّ نبود [و] خواهد كه بر راه تقليد رود[١٠] تا [آنگاه[١١]] كه بتحقيق رسد، گو [پيران[١٢]] سلف را مقلّد باش [و] بر طريقت ايشان[١٣] مىرو كه آن او را اولىتر از ديگر طريقتها[١٤].
[١] - مب: اگر من مىدانم اين سخن تا املى كنم.
[٢] - مب: اقرار داد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: اصول.
[٥] - مب: اصولهاست.
[٦] - مب: مشايخ.
[٧] - مب: عالمتر خلقاند.
[٨]- مريدى را كى بايشان ايمان بود اگر رونده راه ايشان بود بايد كى مانند ايشان بود در آنچ بديشان مخصوصاند از مكاشفات غيب و محتاج نباشد كى طفيلى بود كسى را.
اصل: بمتن عربى نزديكتر است.
[٩] - مب: كى نه ازين.
[١٠] - مب: و لكن مريدى بود كى طريقش اتباع و پس روى بود و مستقل نبود بحال خويش( اصل، مب: مستقيل) و خواهد كى تقليد كند ايشانرا.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: بر طريق اين طايفه.
[١٤] - مب: كى ايشان بوى اوليترند كى ديگران. متن عربى، نسخه بغداد: فانه اولى بهم من غيرهم. چاپ مصر، شرح زكريا: فانهم اولى به من غيرهم. اصل: با هيچ يك مطابق نيست.