ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٥٢ - باب سى و سيم در ذكر
باشد كه خداوند سبحانه منزّهست از سكون و حلول و معنى اين اثبات ذكرست [و] حاصل شدن آن در دل.[١]
سهل بن عبد اللّه گويد كه هيچ روز بنگذرد كه نه خداوند تعالى ندا كند كه اى بنده انصاف بندهى، ترا ياد كنم و تو مرا فراموش كنى و ترا بخود خوانم و تو بدرگاه ديگر كس شوى و من بلاها از تو بازدارم و تو بر گناه معتكف باشى، اى فرزند آدم فردا كه تو با نزديك من آئى [چه[٢]] عذرخواهى گفت.
ابو سليمان دارانى گويد اندر بهشت صحراهاست چون [ذاكر[٣]] بذكر مشغول گردد و فريشتگان درختها همىكارند بود كه فريشته بايستد ويرا گويند چرا بايستادى گويد آنكس كه براى او همىكشتم بيستاد.
چنين گويند[٤] حلاوت در سه چيزست در ذكر و نماز و قرآن خواندن اگر راحت يافتى و الّا بدانيد كه در بسته است.
حامد اسود گويد با ابراهيم خوّاص در سفرى بودم، جائى رسيديم، اندرو ماران بسيار بودند، ركوه بنهاد و بنشست و من نيز با او بنشستم چون شب خنك شد ماران بيرون آمدند، شيخ را آواز دادم گفت خدايرا ياد كن، ياد كردم، با جاى خويش شدند پس باز بيرون آمدند، من ديگرباره بانگ كردم، همان گفت كه نخست بار گفت، من خدايرا ياد كردم ماران بازگشتند، برين حال آن شب بگذاشتم تا روز، چون بامداد بود برخاست و برفت من بازو برفتم مارى حلقه بسته، از وطا
[١] - متن عربى اضافه دارد( و آن روايتى است از ابو الحسن نورى) سمعت ذا النون المصرى و سألته عن الذكر فقال غيبة الذاكر عن الذكر ثم انشأ يقول.
لالانى انساك اكثر ذكراك و لكن بذاك يجرى لسانى.
ابو الحسين نورى گفت كه از ذو النون مصرى شنيدم و ازو پرسيدم كه ذكر چيست گفت آنست كه ذاكر از ذكر خود غايب گردد و خويش را ذاكر نبيند.
[٢] - مطابق متن عربى افزوده شد.
[٣] - مطابق متن عربى افزوده شد.
[٤] - متن عربى: قال الحسن. حسن بصرى گفت. ظاهرا غلط كاتب است.