ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٤٤ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
و قسمتى[١] بعمارت بستان كنم و قسمتى[٢] بر مسكينان و راهگذران بكار دارم[٣].
[حمزة بن عبد اللّه العلوى گويد نزديك ابو الخير تيناتى شدم و اعتقاد كرده بودم كه بر وى سلام كنم و هيچيز نخورم چون از نزديك او بيرون آمدم، پاره فرا شدم، وى از پس من مىآمد و طبقى طعام بر دست گفت اى جوانمرد بخور ازين طعام ما كه از نيّت تو راست شد و ابو الخير تيناتى مشهور بود بكرامات[٤]].
ابو نصر سرّاج گفت كى ما بتستر رسيديم آنجا خانه ديديم در جايگاه كه سهل بن عبد اللّه خود را ساخته بود[٥] مردمان آن خانه را خانه شير[٦] همىخواندند، ما بپرسيديم كه چرا چنين ميخوانند[٧]، گفتند شيران[٨] پيش سهل [عبد اللّه[٩]] آمدندى [و ايشانرا درين خانه فرستادى[١٠]] و ايشانرا گوشت دادى و ميزبانى كردى[١١] پس ايشانرا رها كردى [تا برفتندى] [و اهل تستر بدين سخن متّفق بودند[١٢]].
از ابراهيم رقّى حكايت كنند كه او گفت بسلام ابو الخير تيناتى شدم، نماز شام مىكرد، سورت فاتحه راست بر نتوانست خواند[١٣]، با خويشتن گفتم رنج من[١٤]
[١] - مب: سيكى.
[٢] - مب: سيكى.
[٣] - مب: و رهگذريان نفقه كنم.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: گويد در تستر بودم در قصر سهل عبد اللّه خانه ديدم.
[٦] - مب: كى آن خانه را بيت السباع.
[٧] - مب: مردمان را از آن پرسيدم.
[٨] - مب: سباع.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١]- مب: ميزبانى كردى و گوشت دادى.
[١٢] - متن عربى: اين روايت قبل از روايت حمزة بن عبد اللّه علوى است. آنچه ميان[] است« مب» ندارد.
[١٣] - مب: ابراهيم دقى حكايت كند كى قصد زيارت ابو الخير تيناتى كردم بنزديك وى رفتم سلام كردم چون نماز شام بكرد فاتحه راست نخواند.
[١٤] - مب: سفر من.