ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٠٦ - باب پنجاه و دوم در سماع
[آنجا نبود مگر پژمردگى زير موارد هيبت چنانك خداى ميگويد فلمّا حضروه قالوا انصتوا[١]].
ابو عثمان حيرى[٢] گويد سماع به سه روى بود[٣]، سماع مريدان و مبتديان [و] ايشان احوال را استدعا كنند [بدان[٤]] و برايشان از فتنه و ريا ببايد ترسيدن از آن[٥]. ديگر[٦] سماع صادقان بود، بدان اندر آن احوال خويش زيادت جويند و سماع بر موافقت وقت شنوند[٧] سديگر[٨] سماع اهل استقامت بود از عارفان اين گروه[٩] اختيار نبود بر خداى بر آنچه حال، برايشان[١٠] درآيد از حركت و سكون.
[ابو سعيد خرّاز گويد كه هركه دعوى كند كه او مغلوبست در وقت سماع و حركات كه ميكند مالك او نيست علامت او آن بود كه در آن مجلس كه او را وجد بود راحت پيدا آيد.
شيخ ابو عبد الرّحمن سلمى را اين حكايت كردند[١١]. گفت اين كمترين درجات است در سماع و نشان درست او آن بود كه هيچكس از اهل حقيقت در آن مجلس
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: حيرگى.
[٣] - مب: وجه است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: از مرائات و فتنه ترسند.
[٦] - مب: و دوم.
[٧] - مب: اندر احوال خويش طلب كنند و آن شنوند كى موافقت( ظ: موافق) دل ايشان
[٨] - مب: و سيوم.
[٩]- مب: اين قوم را.
[١٠] - مب: بدانچ بدل ايشان.
[١١] - متن عربى: قال الشيخ ابو عبد الرحمن فذكرت هذه الحكاية لابى عثمان المغربى فقال.
ابو عبد الرحمن گفت من اين حكايت براى ابو عثمان مغربى نقل كردم او گفت.