ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٨٠ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
[آنجا فرود آمديم[١]] و از آن قلعه آتش آورديم و برافروختيم[٢] و با ما نان بود بيرون كرديم تا بخوريم] يكى گفت[٣] اين آتش سخت نيكو است[٤] اگر ما را گوشت بودى كباب كرديمى[٥] ابراهيم [ادهم] گفت خداى [تعالى[٦]] قادرست كه بشما رساند[٧] [ما] درين [سخن[٨]] بوديم كه شيرى پيدا آمد آهوئى در پيش كرده، همىدوانيد چون نزديك ما رسيد آهوى بر وى درآمد و گردن او[٩] بشكست ابراهيم [برخاست و] گفت او را[١٠] بكشيد كه خداوند[١١] [تعالى[١٢]] شما را گوشت داد او را بكشتيم و از گوشت او كباب ميكرديم[١٣] [و] شير از دور [ايستاده بود[١٤]] در ما مىنگريست.
[حامد الاسود گويد با ابراهيم خوّاص بودم اندر باديه، هفت روز بر يك حال، چون روز هفتم بود ضعيف شدم، بنشستم، با من نگريست گفت چه بود گفتم ضعيف شدم. گفت كدام دوستر دارى آب يا طعام گفتم آب. گفت آنك آب، باز پس پشت تست بازنگرستم چشمه ديدم چون شير، بخوردم و طهارت كردم و ابراهيم مىنگريست، فرا آنجا نيامد چون فارغ شدم خواستم كه پاره بردارم گفت دست بدار كه آب چنان نيست كه بر توان داشت.
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: از حصار آتش طلب كرديم و آتش بركرديم.
[٣] - اصل: جماعت گفتند.
[٤] - مب: چه نيكوست.
[٥] - مب: بر وى بريان كردمانى.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: شما را گوشت دهد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: شيرى گورى را مىتاخت اين گور بنزديكى ما رسيد بيفتاد و گردنش.
[١٠]- مب: اين را.
[١١] - مب: خداى.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: ويرا بكشتيم و بريان كرديم و مىخورديم.
[١٤] - مب: ندارد.