ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٨١ - باب پنجاهم در شوق
اين تعزيتى است مشتاقانرا [و] معنيش آنست كه من ميدانم كه اشتياق شما بمن بسيار است من وعده[١] نهادهام شما را و نزديكست كه شما بدان رسيد كه بدان مشتاقيد[٢].
خداوند[٣] تعالى وحى فرستاد بداود ٧ كه جوانان بنى اسرائيل را بگوى كه چرا خويشتن [را] بغير من مشغول داريد و من مشتاق شماام[٤] [اين جفا چيست[٥]].
و هم حق عزّ اسمه[٦] وحى فرستاد بداود ٧ كه يا داود اگر بدانند [آن گروه كه از من برگشتهاند چگونه منتظر ايشانم[٧]] و رفق من با ايشان[٨] [و شوق من بترك معصيت ايشان[٩]] همه از شوق بميرندى و اندامهاى ايشان از دوستى من پارهپاره گرددى، يا داود اين ارادت من است اندر آن كس كه از من برگشته باشد، اندر آن كس كه مرا جويد و مرا خواهد ارادت چون بود[١٠].
و گويند اندر تورية [نبشته] است كه بآرزو آورديم[١١] شما را و آرزومند نگشتيد [و بترسانيديم شما را و نترسيديد و نوحهگرى كرديم شما را و نوحه نكرديد[١٢]].
از استاد ابو على شنيدم [رحمه اللّه] كه [گفت] شعيب ٧
[١] - مب: اشتياق شما مىدانم و من اجل.
[٢] - اصل: ديدار شما زود باشد رسيدن شما بدان مشتاقيد بدو. مبهم است ظاهرا سقطى دارد.
[٣] - مب: و حق.
[٤] - مب: بكسى ديگر مشغول مىكنيد و من بشما مشتاقم.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: و حق تعالى.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: كى چگونه رفق من با ايشان است.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠]- مب: اين ارادت من است بر مدبر بنگر كى ارادت من بر مقبلان چون باشد. اين روايت در« مب» بر روايت سابق مقدم است. اصل: مطابق متن عربى است.
[١١] - مب: آرزومندى آوردم.
[١٢] - مب: ندارد.