ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٨٠ - باب پنجاهم در شوق
صلّى اللّه عليه و سلّم و يكى همه مردمانرا[١]، خواست كه اين يك جزو نيز او را باشد[٢] از رشك آنكه مقدارى از شوق ديگر كس[٣] را بود.
و گفتهاند شوق اهل قرب تمامتر بود از شوق محجوبان[٤] و اندرين معنى گفتهاند [اين بيت شعر[٥]]
|
و ابرح ما يكون الشّوق يّوما |
اذا دنت الخيام من الخيام |
|
و گفتهاند كه مرگ بر مشتاقان چون درآيد از آنچه ايشانرا كشف كرده باشند، از روح وصال از شهد شيرينتر[٦].
جنيد گويد [از] سرى [شنيدم كه] گفت شوق برترين مقام عارف بود چون متحقّق گردد اندرو[٧] و چون متحقّق گشت مشغول گردد[٨] از هرچه او را از شوق بازدارد.
ابو عثمان حيرى گويد در قول خداى تعالى فانّ اجل اللّه لآت [كه]
[١] - مب: پيغامبرانرا بود و يكى متفرق بود ميان خلق. اصل: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: بود.
[٣] - مب: غيرتش كرد كى يك جزو شوق ديگرى را.
[٤] - مب: اهل حجاب.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: مشتاقان كاس مرگ بياشامند خوش بدانچ ايشان را پديد آيد از روايح وصول شيرينتر از شهد. متن عربى: ان المشتاقين يتحسون حلاوة الموت عند وروده لما قد كشف لهم من روح الوصول احلى من الشهد. مشتاقان چون مرگ در رسد بسبب آنچه از آسايش وصول بدوست يافته باشند آنرا شيرينتر از عسل يابند و چشند.
[٧] - مب: بزرگترين مقامى است عارف را چون در آن متحقق باشد.
[٨]- مب: شود.