ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٥٥ - باب چهل و يكم در فقر
ابو سعيد خرّاز را گفتند چونست [كه] رفق توانگران بدرويشان نرسد گفت سه چيز را يكى آنك آنچه ايشان دارند حلال نباشد و ديگر آنك بدان موفّق نباشند و ديگر درويشانرا، بلا اختيار كردهاند.
خداوند تعالى بموسى ٧ وحى فرستاد كه اى موسى چون درويشانرا بينى ايشانرا بپرس همچنانك توانگران و اگر اين نكنى هرچه ترا آموختم اندر زير خاك كن.
ابو ذر را حكايت كنند كه گفت اگر از كوشكى بيفتم و هفت اندام مرا بشكند دوستر دارم از آنك با توانگرى بنشينم زيرا كه از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم شنيدم كه گفت دور باشيد از مردگان گفتند مردگان كيستند گفت توانگران.
ربيع بن خثيم را گفتند نرخ گران شد گفت ما بر خداى عزّ و جلّ خوارتر از آنيم كه ما را گرسنه دارد، گرسنه اوليا را دارد.
ابراهيم ادهم گفت ما درويشى جستيم توانگرى ما را پيش آمد و مردمان توانگرى جستند ايشانرا درويشى پيش آمد.
يحيى بن معاذ را پرسيدند كه درويشى چيست گفت بيم درويشى گفتند توانگرى چيست گفت ايمنى بخداى.
ابن الكرنبى گويد درويش صادق از توانگرى بترسد از بيم آنك توانگر گردد و درويشى برو تباه شود چنانك توانگران از درويشى بترسند كه درويشى توانگرى را تباه كند.
خداوند سبحانه و تعالى بموسى ٧ وحى فرستاد كه خواهى كه روز قيامت حسنات تو همچندان بود كه از آن همه خلائق گفت خواهم گفت بيمارانرا بازپرس و جامه درويشان بازجوى موسى ٧ بر خويشتن واجب كرد، اندر ماهى هفته گرد درويشان برآمدى و جامه ايشان بازجستى و بعيادت بيماران شدى[١]].
[١] - آنچه ميان[] است در« مب» نيست.