ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٥٦ - باب سى و چهارم در فتوّت
و گفتهاند فتوّت آن بود كه [خويش را] بر كسى فضيلتى نبينى.
ابو بكر ورّاق گويد جوانمرد آن بود كه او را خصمى نباشد بر كسى.
[محمّد بن على الترمذى گويد كه فتوّت آن بود كه خصم باشى از خداى عزّ و جلّ بر خويشتن[١]].
استاد ابو على دقّاق گويد رحمه اللّه كمال اين خلق رسول راست صلّى اللّه عليه و سلّم كه روز قيامت همگنان گويند نفسى نفسى و رسول صلّى اللّه عليه و سلّم[٢] گويد امّتى امّتى.
از نصر آبادى حكايت كنند[٣] گفت اصحاب الكهف را جوانمردان خواند، از آنكه ايمان آوردند بخداى عزّ و جلّ بىواسطه.
و گفتهاند جوانمرد آن بود كه بت[٤] بشكند چنانك در قصّه ابراهيم ٧[٥] مىآيد. سمعنا فتى يذكرهم يقال له ابراهيم و بت هركس نفس اوست هركه هواى خويشتن را مخالفت كند او جوانمرد بحقيقت بود.
حارث محاسبى گويد جوانمردى آن بود كه داد بدهد و داد نخواهد.
عمرو بن عثمان المكّى گويد جوانمردى خوى نيكوست[٦].
[١] - اصل: ندارد. مب: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: از استاد ابو على شنيدم كه گفت نيكوى خوى تمام نبود الا رسول ٧ كى همه كس در قيامت گويد نفسى نفسى مگر مصطفى كه. موضع اين روايت در متن عربى و( مب) قبل از گفته جنيد و بعد از روايت زيد بن ثابت است.
[٣] - مب: از استاد ابو على دقاق شنيدم كه حكايت كرد از نصر آبادى كى. مطابق متن عربى است.
[٤] - مب: صنم.
[٥] - مب: چنانك خداى تعالى در قصه ابراهيم گفت.
[٦] - مب: فتوت نيكو خويى است.