ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٠٥ - باب بيست و پنجم در رضا
و سلّم. تعس عبد الدرهم تعس عبد الدّينار و تعس عبد الخميصة.
شيخ ابو يزيد مردى را پرسيد كه چه پيشه دارى گفت خربنده «١» گفت خداى خر ترا مرگ دهاد تا بنده خداى باشى [نه بنده خر «٢»].
[از شيخ ابو عبد الرّحمن شنيدم كه گفت از جدّ خويش شنيدم ابو عمرو بن نجيد كه گفت صافى نشود قدم هيچكس اندر عبوديّت تا آنگاه كه همه كارهاى خويش ريا بيند و حالهاى خويش دعوى بيند «٢»].
عبد اللّه بن منازل «٣» گويد بنده بنده او بود تا خادم نجويد خويشتن را چون خويشتن را خادم جست از حدّ بندگى بيفتاد و ادب دست بداشت.
سهل بن عبد اللّه گويد بنده را تعبّد درست نيايد، تا آنگاه كه نه اندر عدم برو اثر درويشى بيند «٤» [و نه اندر غنا اثر وجود].
[از استاد ابو على شنيدم رحمه اللّه كه قيمت زاهد بمعبود او بود همچنانك شرف عارف بمعروف او بود.
ابو حفض گويد عبوديّت زينت بنده باشد هركه دست بدارد از زينت، بيرون آمد از حدّ عبوديّت و از غير او حاجت نخواهد «٥»].
______________________________
(١)- مب: بو يزيد مردى را گفت چه پيشه كنى گفت خربندهام. لفظ «خربنده» در متن عربى نيز آمده است.
(٢)- مب: ندارد.
(٣)- مب: عبد اللّه مبارك. اصل: مطابق متن عربى است.
(٤)- مب: تا آنگه كه در عدم بر خويشتن اثر درويشى نهبيند.
(٥)- مب: ندارد. متن عربى: قال ابو حفص العبودية زينة العبد فمن تركها تعطل من الزينة.
سمعت النباجى يقول اصل العبادة فى ثلاثة اشياء لا يرد من احكامه شيئا و لا يدخر عنه شيئا و لا يسمعك تسأل غيره حاجة. ابو حفص گويد عبوديت آرايش عبد است هركه دست از آن بدارد بىزيور ماند. از نباجى شنيدم كه گفت پايه عبادت بر سه چيز نهادهاند، آنكه بنده حكم خداوند را رد نكند و از او چيزى پنهان ندارد و نشنود كه تو از غير او حاجت خواهى. مترجم اصل دو روايت را بهم آميخته است يا نسخه وى ناقص بوده است. در روايت دوم سلسله سند را حذف كرديم.