ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٩٤ - باب يازدهم در خوف
و گفتهاند خوف حركت دل بود از هيبت خداى.
ابو سليمان گويد دل بايد كه هيچيز بر وى غلبه نگيرد مگر خوف زيرا كه [چون] رجاء بر دل غلبه گيرد دل تباه شود پس گفت [با مريد خويش احمد][١] يا احمد پايگاه بلند بخوف يافتند اگر ضايعش كنند وافرو آيند[٢].
واسطى گويد چون حق ظاهر گردد بر اسرار، آنجا نه خوف ماند و نه رجا و اندرين اشكال است و معنيش آن بود كه چون سرّها پاك شود بشواهد حق و شواهد حق همه سرّ فراگيرد اندرو هيچ نصيب نبود ذكر مخلوق را[٣] و خوف و رجاء از آثار بقاء حسّ بود باحكام بشريّت [و هم واسطى گويد كه خوف و رجا دو مهارند نفس را تا او را از رعونات بازدارند].
جنيد[٤] گويد هركه ترسد از چيزى جز خداى و بچيزى اميد دارد جز خداى همه درها بر وى بسته شود و بيم را بر وى مسلّط كنند و اندر هفتاد حجاب پوشيده گردد كه كمترين آن حجابها[٥] شك بود و شدّت خوف ايشان از فكر ايشان بود اندر عاقبت احوال خويش [و] ترسيدن از تغيّر احوال. قال اللّه تعالى و بدالهم من اللّه مالم يكونوا يحتسبون. و ديگر جاى گويد قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالا الّذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدّنيا و هم يحسبون انّهم يحسنون صنعا. بسيار كسا كه بروزگار [و] وقت خويش شاد [شدند چون حال برگشته است كار برعكس بودست انس بوحشت بدل شده است و حضورش بغيبت][٦].
[١] - مب: ندارد.
[٢] - اصل: چون خوف نباشد بدان پايگاه نرسند. مب: بمتن عربى نزديكتر است.
[٣] - مب: اندر وى هيچ بهر نبود ذكر حدثان را.
[٤] - چنين است در« اصل» و« مب» و صحيح حسين است يعنى حسين بن منصور چنانكه در متن عربى و شرح شيخ الاسلام زكريا الانصارى آمده و در شرح گيسو دراز تنها حسين مذكور است و ظاهرا درين هر دو ترجمه( اصل، مب) تصحيفى روى داده است.
[٥] - اصل: و كمترين او.
[٦] - اصل: شاد است كه بعكس آنست كه مىپندارد بدل كنند بانس وحشت و بحضور غيبت.