ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٩٥ - باب پنجاه و دوم در سماع
و روايت كنند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم شعر اندر خواستى از ياران تا برخوانند[١].
و ظاهر مشهورست كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم اندر خانه عايشه رضى اللّه عنها [رفت] دو كنيزك بودند آنجا و چيزى ميگفتند، ايشانرا از آن بازنداشتند[٢].
[هشام بن عروه روايت كند از پدرش از عايشه رضى اللّه عنها كه ابو بكر صدّيق رضى اللّه عنه[٣] دو بار بگفت مزمار شيطان در سراى رسول صلّى اللّه عليه و سلّم[٤] پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت دست بدار يا با بكر كه هر قومى [را] عيدى است و عيد ما امروز است[٥]].
و عايشه رضى اللّه عنها روايت كند كه خويشاوندى از آن وى بزنى، بيكى دادند از انصار، پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم آمد، گفت[٦] آن زنرا بخانه او[٧] فرستادى [عايشه رضى اللّه عنها[٨]] گفت آرى[٩] گفت هيچكس[١٠] فرستادى كه [آنجا[١١]] چيزى برگويد [از سماع[١٢]] گفت[١٣] [نه] [پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم
[١] - مب: و رسول ٧ شعر فرا خواستى تا برخواندندى.
[٢] - مب: و رسول ٧ در خانه عايشه رضى اللّه عنها شدى و در آنجا دو كنيزك بودندى كى شعر گفتندى ايشانرا نهى نكرد.
[٣] - متن عربى: ان ابا بكر دخل عليها و عندها قينتان تغنيان بما تقاذقت به الانصار يوم بعاث فقال ابو بكر. كه ابو بكر بر وى درآمد و پيش او دو كنيزك بودند كه اشعارى را كه انصار در سب يكديگر در روز جنگ بعاث گفته بودند بآواز ميخواندند پس ابو بكر.
[٤] - متن عربى: مزمار الشيطان مرتين. فى بيت رسول اللّه ندارد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: بيكى از انصار دادند پيغامبر گفت ٧.
[٧] - مب: آن مرد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩]- مب: فرستادم.
[١٠] - مب: كسى.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: گفتم.