ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٩٣ - باب پنجاه و دوم در سماع
انس [مالك] گويد رضى اللّه عنه كه انصار خندق همىكندند [و] اين [شعر] ميگفتند:
|
نحن الّذين بايعوا محمّدا |
على الجهاد ما بقينا ابدا. |
|
[پس] پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم[١] جواب داد [ايشانرا گفت[٢]]
|
اللّهمّ لا عيش الّا عيش الاخره |
فاكرم الانصار و المهاجره. |
|
اين لفظ [از[٣]] پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم[٤] بر وزن شعر نيست و ليكن بشعر نزديكست.
و [بدانك] سلف بيتها سماع كردهاند بالحان و آنك سماع[٥] مباح دارد از پيشينگان[٦] يكى مالك [بن انس[٧]] است و اهل حجاز همه شعر، بنغمه، مباح دارند امّا حدا باجماع همه عرب جائز است[٨] و اخبار و آثار اندر جواز اين شايع است و مستفيض[٩].
و روايت كنند از ابن جريج كه او سماع، رخصت دادى[١٠]، او را گفتند چون روز قيامت نيكوئيها و زشتيهاى تو بيارند اين سماع از دو، كدام بود گفت نه اندر زشتى بود و نه اندر نيكوئى يعنى كه اين مباحست[١١].
[١] - مب: ٧.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: ٧.
[٥] - اصل: اين.
[٦] - مب: از متقدمان و بزرگان سلف.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: فاما حدى اجماعست بر اجازت آن. متن عربى: و اما الحدا فاجماع منهم على اجازته. اما حدا باجماع همه اهل حجاز رواست. اصل: سهو است.
[٩] - مب: و اخبار بسيار آمده است و آثار مستفيض است در آن معنى.
[١٠] - مب: از ابن جراح كى وى رخصت دادى در سماع- اصل: درست است.
[١١]- مب: حسنات و سيئآت تو بيارند سماع در كدام جانب باشد گفتى نه در حسنات و نه سيئات يعنى از مباحات بود.