ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٣٣ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
و معالجت اخلاق در ترك نفس و كسر آن تمامتر از گرسنگى و تشنگى كشيدنست[١] و سفر[٢] و كارهاى ديگر از مجاهدتها كه قوت را كم كند و اگرچه آن از جمله ترك نفس بود.
و محتمل كى اين نفس چيزى بود لطيف اندر قالب كى آن محلّ خويها ناپسنديده بود همچنانك روح لطيفهايست درين قالب كه آن محلّ اخلاق پسنديده است و آن جمله مسخّر بود يكديگر را، جمع آن يك مردم بود[٣]. و نفس و روح از اجسام لطيفاند اندر صورتها، همچون فريشتگان و ديوان بصفت لطافت و چون صحيح است كى چشم محلّ ديدنست و گوش محلّ شنيدنست و بينى محلّ بوئيدن و دهان محلّ چشيدن و سميع و بصير و ذائق و شامّ اين جمله است[٤]. همچنين محلّ اوصاف نكوهيده نفس بود و نفس جزوى بود ازين جمله و دل جزوى بود ازين جمله و حكم و نام با جمله گردد[٥].
و از آن جمله روح است. ارواح مختلفاند اندرو و اهل تحقيق از اهل سنّت[٦] [گروهى گويند حيوة است و بس[٧]] و گروهى گويند اعيانيست نهاده درين
[١] - اصل: و معالجت كردن اخلاق اندر ترك نفس و شكستن او تمامتر از كشيدن گرسنگى و تشنگى.
[٢] - متن عربى: و السهر. يعنى بيدارى.
[٣] - مب: و جمله مسخر يكديگراند و جمله يك مردماند.
[٤] - اصل: يكديگر جمله است. متن عربى: انما هى الجملة التى هى الانسان. مجموعيست كه انسان است.
[٥] - اصل: رجوع با جمله بود.
[٦] - يعنى درباره ارواح اهل تحقيق از سنيان اختلاف كردهاند. مب: ارواح مختلفاند بنزديك اهل تحقيق از اهل سنت. و آن خلاف متن عربى است.
[٧] - مب: ندارد.