ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٦٩ - باب چهل و دوم در تصوّف
صوفى [نيز] كه او [خود] كيست و هر كسى از افتاده خويش عبارتى كردهاند و استقصا كردن اندر آن همه، از مقصود بيرون آرد ما را و از كوتاهى، بعضى از مقالات ايشان ياد كنيم اندرو، بر حدّ تلويح[١] ان شاء اللّه.
جريرى را پرسيدند از تصوّف گفت نيكوخوئى اختيار كردن و از خوى بد پرهيزيدن[٢].
جنيد را پرسيدند از تصوّف گفت آنست كه مرده گرداند ترا از تو و بخود زنده گرداند[٣].
حسين منصور را پرسيدند از تصوّف گفت ذات او وحدانيست[٤] نه كس او را فراپذيرد و نه او كس را[٥].
ابو حمزه [بغدادى[٦]] گويد علامت صوفى صادق آنست كه پس از توانگرى درويش شود و پس از آنك عزيز بود[٧] خوار شود و پس از آنك مشهور بود پوشيده گردد و علامت صوفى كاذب آنست كه توانگر گردد پس از درويشى و عزيز گردد پس از خوارى و معروف گردد پس از آنك مجهول بود[٨].
[١] - مب: و هر كسى را از آن خويش عبارت و بوقت خويش بر حد تلويح بعضى از آن ياد كنيم. متن عربى: و كل عبر بما وضح له و استقصاء جميعه يخرج عن المقصود من الايجاز. و هر يك از آنچه برحسب مقام خود بر وى پديد آمده تعبير و تعريفى كرده است و آوردن همه آن اقوال ما را از مقصود خويش كه ايجاز است بدور مىافكند.
[٢] - مب: در شدنست در هر خوى كى نيكو بود و بيرون آمدن از خوبى كى زشت بود. مطابق متن عربى است.
[٣] - مب: آنك حق تو را از تو بميراند و بخود زنده كند.
[٤] - مب: وحدانى الذات باشد.
[٥] - مب: كس را نپذيرد و كس او را نپذيرد.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: شود.
[٨]- مب: و علامت صوفى كاذب برخلاف اينست.