ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٥٨ - باب چهل و يكم در فقر
ابو حفص گويد نيكوترين وسيلتى كه بنده بدو تقرّب كند بخداى، دوام فقرست بدو[١] اندر همه حالها و ملازم گرفتن[٢] سنّت، اندر همه فعلها و طلب قوت حلال كردن[٣].
مرتعش گويد درويش بايد كه همّتش[٤] از قدمش درنگذرد[٥].
ابو على رودبارى[٦] گويد مردان چهار [تن] بودند [در روزگار خويش] يكى از ايشان [آن بود كه] نه از سلطان ستدى[٧] و نه از رعيّت [و آن] يوسف بن اسباط بود هفتاد هزار درم ميراث يافت، [هيچيز[٨]] برنگرفت، برگ خرما بافتى و ديگرى [آن بود كه] از برادران و سلطان بستدى[٩] [و آن] ابو اسحق فزارى بود آنچه از برادران بستدى[١٠] بر مستوران نفقه كردى كه ايشان حركت نكرد [ند] ى و آنچه از سلطان فراستدى نزديك اهل طرطوس فرستادى سديگر از برادران فراستدى و از سلطان نگرفتى[١١] [و آن] عبد اللّه مبارك بود، از برادران بستدى[١٢] و بر آن[١٣] مكافات كردى. و چهارم [آنك] از سلطان فراستدى و از برادران نستدى و آن مخلد بن الحسين بود. گفتى سلطان منّت بر ننهد [و] برادران منّت [بر] نهند.
[١] - مب: بنده را نزديك خداوند فقر است.
[٢] - مب: ملازمت.
[٣] - مب: و طلب كردن حلال.
[٤] - مب: همت وى.
[٥] - مب: فراتر نرود.
[٦] - مب: متن عربى: سمعت فاطمة اخت ابى على الرودبارى. هر دو ترجمه غلط است.
[٧] - مب: فرا پذيرفتى و نه از برادران. بمتن عربى نزديكتر است.
[٨]- مب: ندارد.
[٩] - مب: فراستدى.
[١٠] - مب: فراستدى.
[١١] - مب: و سيم آنك از سلطان بستدى( ظ: نستدى) و از برادران بستدى.
[١٢] - مب: فراستدى.
[١٣] - اصل: و بر ايشانرا. ظ: و بر آن ايشان را.