ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٣٨ - باب چهلم در دعا
و بدانك خلافست ميان مردمان كه دعا فاضلترست يا خاموشى و رضا، گروهى گويند دعا بسر خويش عبادت است[١] از قول پيغامبر [صلّى اللّه عليه و سلّم كه[٢]] الدّعاء مخّ العبادة آنچه عبادت بود بدو قيام كردن، اوليتر از ترك زيرا كه[٣] حق حق است [سبحانه و تعالى[٤]] اگر بنده را اجابت نيايد[٥] [و] بمراد خويش نرسد بارى بحقّ خداى قيام نموده باشد[٦] زيرا كه دعا اظهار بندگى و درماندگى بود[٧].
[ابو حازم اعرج گويد اگر از دعا محروم مانم بر من دشوارتر باشد از آنك از اجابت[٨]].
و گروهى گفتهاند خاموشى و مردگى در زير حكم و رضا دادن بآنچه از پيش[٩] رفته است از اختيار حق سبحانه و تعالى تمامتر و اولى[١٠].
واسطى ازين گفت[١١] اختيار آنچه[١٢] در ازل رفتست ترا بهتر از معارضه وقت.
و پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم خبر داد از حق تعالى گفت[١٣] هركه بذكر
[١] - مب: گفتند دعا مغز عبادات است. اصل: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: پس دعا گفتن.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: اگر بنده اجابت نيابد.
[٦] - مب: كرده باشد.
[٧] - مب: و درماندگى است.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: بدانچ در سبق.
[١٠]- مب: اوليتر و تمامتر.
[١١] - مب: واسطى گويد.
[١٢] - اصل: بآنچه.
[١٣] - مب: و پيغامبر ٧ گفت خداى تعالى مىگويد.