ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٩٦ - باب سى و ششم در خلق
و گفتهاند خلق آنست كه هرچه فرا تو رسد از جفاء خلقان همه فراپذيرى و قضاء حق را گردن نهى، هيچ ناشكيبائى و بىآرامى نكنى.
گويند ابو ذر در حوض شده بود و اشتر را آب مىداد، گروهى مردمان بر وى شتاب كردند، حوض بشكست و ابو ذر بنشست و آنگاه بخفت گفتند اين چيست گفت پيغامبر عليه الصّلوة و السّلام ما را چنين فرموده است كچون يكى را از شما خشم برآيد گو بنشين تا خشم وى بشود و اگر نشود گو بخسب[١]].
[و گويند در انجيل نبشته است كه بنده من مرا ياد كن بوقت خشم تا ترا ياد كنم در وقت خشنودى].
گويند زنى بمالك دينار[٢] گفت اى مرائى گفت اى زن باز يافتى آن نام كه اهل بصره فراموش كرده بودند[٣].
لقمان حكيم پسر را گفت سه چيز اندر سه جايگاه[٤] بتوان دانست حليم[٥] را اندر وقت خشم و مرد را اندر جنگ و دوست و برادر را بوقت حاجت[٦].
موسى ٧ گفت يا رب زبان خلق از من بازدار. خداى عزّ و جلّ[٧] وحى فرستاد كه[٨] زبان خلق از خويشتن بازندارم از تو كى بازدارم.
[يحيى بن زياد الحارثى غلامى داشت بد، ويرا گفتند چرا دارى اين غلام گفت تا بر وى حلم فرا آموزم.
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: مالك دينار را.
[٣] - مب: گفت نام من اهل بصره گم كرده بودند تو باز يافتى.
[٤] - مب: سه چيز را در سه موضع.
[٥] - اصل: حكيم. مب: مطابق متن عربى است.
[٦] - مب: و برادر را در وقت حاجت و مردانرا در وقت جنگ. اصل: مطابق متن عربى است.
[٧] - مب: حق تعالى.
[٨]- مب: وحى فرستاد و گفت.