ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٣٨ - باب چهارم در توبه
بر جهت شرح توبه را سببهاست و ترتيبها و اقسام.
اوّل از آن بيدارى دلست از خواب غفلت و ديدن آنچه بر وى مىرود از احوال بد برو تا اين جمله بپيوندد بتوفيق بگوش داشتن بدانچه بر خاطرش درآيد از زجر كنندگان از جهت حق بگوش دل[١].
خبرست كه اندر دل هر مسلمانى از جهت خداى سبحانه و تعالى واعظى است. و خبرى ديگر است كه اندر تن[٢] پاره گوشت است چون او بصلاح بود همه تن بصلاح بود، و چون او بفساد بود همه تن بفساد بود و آن دلست چون بدل فكرت كند آنچه بر وى رفته باشد از ناشايستها توبه اندر دل وى فرا ديدار آيد و از [معاملت زشت[٣]] باز ايستد، و حق او را مدد فرستد بعزم درست كردن و كارهاء نيكو بر دست گرفتن[٤] و اسباب توبه را ساختن، اوّل آن بريدن است از ياران بد كه رفيق بد بدسگال بود و درستى عزم بر وى بشوليده كند[٥] و تمامى دواعى كى او را بدين راه خواند خوف و رجا است[٦] چون اين آمد همه نكوهيدها از دل نفرت گيرد و هزيمت پذيرد و از ناشايستها بازايستد و لگام نفس بازكشد از متابعت شهوات، [و] اندر حال از زلّت مفارقت كند، و عزم درست كند كى نيز باز آن ناشايستها نگردد[٧] و اگر بر موجب قصد خويش برود و بر آنچه مقتضى عزم است پيش
[١] - مب: از زواجر حق بسمع دل.
[٢] - مب: تن مؤمن.
[٣] - اصل: و از آن.
[٤] - متن عربى: و الاخذ فى جميل الرجعى. و بازگشت نيك و تمام آغاز كردن.
[٥] - مب: و اسباب توبه را ساختن و از يارانى و رفيقانى كه او را بر فساد حث كنند و درستى عزم بر وى پوشيده گردانند مفارقت كردن.
[٦] - مب: و اين كارها تمام نشود الا بر مواظبت بر مشاهدى كى رغبت در توبه زيادت كند و تمامى دواعى ويرا بدين راه خواند. مب، اصل: در ترجمه مسامحه رفته است.
[٧] - مب: با سر ناشايستها نشود.