ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٠٣ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
يكى از درويشان در نزديك ابو عقال شد و گفت: سلام عليكم، ابو عقال گفت: و عليكم السّلام آنمرد گفت من فلانم، گفت تو فلانى چگونست[١] و چه ميكنى و غائب شد از من و گفتى كى هرگز مرا نديده است و بارى چند چنين همىگفتم او همچنان ميپرسيدى چون من بايستادمى باز سر عادت شدى، دانستم كه غائب است دست ازو بداشتم و بيرون آمدم.
عمر بن محمّد بن احمد گويد از زن ابو عبد اللّه تروغبدى شنيدم كه قحط بود و مردمان همىمردند از گرسنگى و ابو عبد اللّه تروغبدى اندر خانه شد و مقدار دو من گندم يافت و گفت مردمان از گرسنگى مىميرند و اندر خانه من [دو من] گندم [باشد] و در شوريد و هرگز باهوش نيامد مگر بوقت نماز، فريضه بگزاردى و باز آن حال شدى و برين حال همىبودى تا فرمان يافت. دليل كند اين حكايت بر آنك اينمرد آداب شريعت بر وى نگاهداشتند نزديك غلبه احكام حقيقت [و اينست صفت اهل تحقيق] و سبب غيبت او از تميز، شفقت بود بر مسلمانان و اين قوىتر نشانى بود از تحقّق حال وى[٢].
و از آن جمله جمع و تفرقه است. لفظ جمع و تفرقه اندر سخن ايشان بسيار بود، استاد بو على گفتى فرق آن بود كى با تو منسوب بود و جمع آن بود كه از تو ربوده بود[٣] و معنيش آن بود كه آنچه كسب بنده بود از اقامت عبوديّت و آنچه باحوال بشريّت سزد آن فرق بود، و آنچه از قبل حق بود از پيدا كردن معانى و لطفى كردن و احسانى، آن جمع بود، و اين فروترين احوال ايشان باشد اندر جمع و فرق زيرا كه آن اندر شهود افعال بود و هركه او را حق سبحانه و تعالى حاضر كند بافعال او از طاعات و مخالفات او، آن بنده بصفت تفرقه باشد و هركرا حق حاضر كند از افعال
[١] - مب: و چگونه.
[٢] - اصل: از حقيقتش اندر حال وى. و آن خالى از مسامحهاى در ترجمه نيست.
[٣] - مب: بوده باشد. متن عربى: و الجمع ما سلب عنك.