ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٧٤ - فهرست اصطلاحات و نوادر لغات
اشارت: بيان معنى بىواسطه لفظ، آنچه گوينده، كشف آن بسبب لطافت و دقت معنى نتواند كرد. مقابل: عبارت. ص ١٥، س ١
اشكال: همانندان، چند كس شبيه يكديگر ص ٤٢١، س ٥
اصحاب بدايات: كسانى كه در مراحل نخستين سلوك باشند. ص ١١٩، س ١٥
اصحابنا: صوفيه. ص ١٧، س ١٤ ص ٣٥٤ س ٥، ص ٣٦٥، س ١٠، ص ٣٩٥، س ٥، ص ٥٠٢، س ١٠
اضداد: دو امر وجودى كه اجتماع آنها در موضوع واحد ممكن نباشد. ص ١٥، س ٧
اعتقاد كردن: نيت كردن. ص ٦٤٤، س ٢
تاده: آنچه بر حسب حال و وقت بر صوفى پديد آيد. ص ٤٦٩، س ١
اقامت: تهذيب دلها. ص ٣١٨، س ٧
الهام: خاطرى كه از قبل فرشته بدل رسد.
ص ١٢٨، س ١٠
انابت: توبه كردن بطمع ثواب. ص ١٤١، س ٤
انبساط: بسط خاطر با حق تعالى در دعا و تقاضا. ص ٦٥٥، س ٩
انجير وزيرى: نوعى از انجير. ص ٢٢٩، س ١٤
انداد: دو چيز همانند. ص ١٥، س ٧
انس، ص ٩٧- ٩٨
انگله: حلقه مانندى از پارچه يا قيطان كه بر لباس مىدوزند و تكمه را در آن مى- افكنند. ص ١٣٥، س ٢
اوام: وام، دين. ص ٢٥٦، س ٦
اوبت: توبه كردن بموجب امر نه از بيم عقوبت و نه بطمع ثواب. ص ١٤١، س ٥
اوتاد: چهار تن از اوليا كه بر چهار ركن عالم (شرق، غرب، شمال، جنوب) نامزداند و مايه ثبات و معمورى عالم هستند، كسانى از اولياء كه در مقام تمكين مستقر شدهاند. ص ٣، س ١٩
اوكندن: افكندن. ص ١١٦، س ٥
اهل تمكين: كسانى كه اوصاف بشريت از آنها زايل شده است. مقابل: اهل تلوين ص ٩٨، س ١
اهل سنت: اصحاب حديث و اشعريان. مقابل:
معتزله و جهميه. كسانى كه خلفاء سهگانه (ابو بكر، عمر، عثمان) را بر امير المؤمنين على ٧ مقدم مىدارند. مقابل:
شيعه. ص ١٣، س ٦
اهل صفوت: صوفيانى كه از رذائل و صفات نفسانى پاك شدهاند. ص ١٥٣، س ١٠
باريك آوردن: دقت كردن. ص ٢٥٣، س ١٥
باريك فرا گرفتن: دقت كردن. ص ٢٥١، س ١٢
باز افتادن از چيزى: جدا شدن. ص ٤٣، س ٧