ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٧٥ - فهرست اصطلاحات و نوادر لغات
باز پژوهيدن: تفحص و تحقيق كردن. ص ١٣٠، س ٨
بازكردن: از نو ساختن، تجديد كردن.
ص ٦٣٧، س ٥- ٦
بحاكم شدن: بداورى رفتن، بقاضى رفتن.
ص ٧٠٣، س ٨
برخاست: قيام بعمل، كاركرد. ص ١٤٧، س ١
بر دست داشتن: بكارى مشغول بودن، ص ٩٥، س ١٤
برماسيدن: لمس كردن، ماليدن دست بر چيزى. ص ٩٠، س ٦
بزاد برآمدن: مسن شدن. ص ١٥٠، س ٥
بزهمند: گناهكار، آثم. ص ٨٤، س ١٣
بستانگرى: مراقبت كشتزار و باغ، باغبانى، پاليزوانى. ص ٢٥، س ١٤
بسط، ص ٩٤- ٩٧
بسوى: بجهت، بسبب. ص ٣٩٧، س ١٠
بشوليده كردن: مشوش ساختن. ص ١٣٨، س ١١
بعد: ص ١٢٤- ١٢٧
بقا، ص ١٠٦- ١٠٩
بكره: چرخ چاه كه بدان آب كشند. ص ٦١٦، س ٢
بنجشك: گنجشك. ص ١٣٩، س ٩
بواده و هجوم. ص ١٢١
بهايى: چيزى براى فروش. ص ٢٥٧، س ٢
پاره بردادن: وصله كردن. ص ٢١٩، س ٩
بديد كردن: روشن و واضح ساختن، بيان كردن. ص ٢١، س ١٧
پرداختن: خالى كردن. ص ٦٤٣، ح ٩
پسروى: پيروى، تبعيت. ص ٧٢٧، ح، س ٢٢
پشت بازگذاشتن: اعتماد كردن. تكيه كردن بر چيزى. ص ٢٠٧، س ٤ ص ٣٩٤، س ٩
پلاسين: از جنس پلاس، مويين. ص ٤٥٤، س ٤
پنهانى: حالت چيزى كه پنهان است، اختفا.
ص ٤٣١، س ١٠
پيدا كردن: توضيح و بيان كردن. ص ١٨ س ٦
پيران: مشايخ طريقت، كسى كه مريد را دستگيرى و تلقين ذكر كند. ص ١١، س ٢
تابعين: كسانى از مسلمين كه صحابه را ديدهاند، طيقه دوم بعد از حضرت رسول ص.
ص ٢٤، س ٨
تجلى: ظهور حق در مرتبه ذات و يا اسماء و صفات، ظهور حقيقت بنعت جمال يا كمال بر دل سالك. ص ١١٦، س ١٢
تخليل محاسن: فروبردن انگشتها در موى ريش بهنگام وضو براى آنكه رطوبت به بن موى و ظاهر جلد برسد. ص ٧١، س ١٥
تساكر: حالت صوفى در حال ضعف واردى