ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٢٨ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
[و ازين بود كه شيخ ابو عبد الرّحمن سلمى گفت كه[١]] شبلى گويد كه چيست ظنّ تو بعلمى[٢] كه علم علماى [ظاهر قوم را[٣]] در آن تهمت بود.
[و] جنيد گويد اگر [دانستمى] اندر زير كبودى آسمان [خداى تعالى را] علمى بودى[٤] بزرگوارتر ازين علم كه با اصحاب مىگويم[٥] قصد آن كردمى و بدست آوردمى[٦].
و چون مريدان اعتقاد خود محكم بكردند ميان خويش با خداى، بايد كه علم شريعت بحاصل آرد امّا بتحقيق و امّا سؤال از ائمّه آنقدر كه فريضه بدان بگزارد و اگر فقها مختلف باشند اندر فتواى اين مسئله، او آنچه باحتياطتر بود آن گيرد و دائم قصد او آن بود[٧] تا از خلاف بيرون آيد كه رخصت اندر شريعت، كار ضعيفان بود و كار مشغولان و اين طائفه را هيچ شغل نبود مگر فرمان خداوند تعالى بجاى آوردن[٨]. و از [بهر] اين گفتهاند كه چون درويش[٩] از درجه حقيقت با
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: چى گويى در علمى.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: علمى است.
[٥] - مب: كى ما مىگوييم.
[٦] - مب: و بدان شتافتمى.
[٧] - مب: و چون مريد عقد خويش محكم بكند ميان خويش و ميان خداى تعالى و بايد كى از علم شريعت بدست آرد اما بتحقيق و يا بسؤال از ائمه چندان حاصل كند كى فرضى را بدان بتواند گزاردن اگر اختلاف علما و ايمه بر وى مختلف شود باحتياط فراگيرد و همواره قصد آن كند كى. اصل: روشنتر و بمتن عربى نزديكتر است.
[٨] - مب: در شرع مستضعفان روا بود و اصحاب حوايج و اشغال را و اين طايفه را شغلى نيست مگر قيام بحق وى سبحانه و تعالى.
[٩]- مب: فقير چون.