ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٥١ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
نزديك من آمد هر روز[١] [و] بر دست من[٢] نشستى، نانى[٣] يا چيزى ديگر فرا پيش او داشتمى بخوردى يكبار فروآمد[٤] و بر دست من ننشست، با خود انديشيدم تا چه سبب [بود[٥]] ست يادم آمد كه نمك خوش خورده بودم كه بهمهگونه تكلّف كرده بودند از تخمها[٦] گفتم توبه كردم كه بعد ازين نخورم[٧] گنجشگ بيامد و بر دست من[٨] نشست [و چيزى بخورد[٩]].
[ابو بكر] دقّاق گويد اندر تيه بنى اسرائيل ميرفتم بر خاطر من درآمد كه علم حقيقت جدا بود از علم شريعت[١٠] هاتفى آواز داد كه هر حقيقت كه با شريعت [موافق] نبود كفرست[١١].
كسى گويد پيش[١٢] خير النسّاج بودم، مردى بيامد[١٣] و گفت يا شيخ دى ديدم ترا كه ريسمان بفروختى بدو درم از پس تو بيامدم و از گوشه ازارت بگشادم اكنون
[١] - مب: هر روز بنجشكى بيامدى.
[٢] - مب: بر دستم.
[٣] - مب: پاره نان. متن عربى: فافت له الخبز فيأكل من يدى: نان براى وى ريزهريزه مىكردم و از دست من مىخورد.
[٤] - مب: وقتى بيامد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: نمك خوش خورده بودم ياوزار.
[٧] - مب: نيز نخورم و توبه كردم.
[٨]- مب: بنجشك بر دستم.
[٩] - مب: ندارد. متن عربى، چاپ مصر و شرح زكريا بعد ازين قصه، حكايتى از ابو عمرو انماطى آورده است كه در نسخه بغداد و« مب» و« اصل» نيست.
[١٠] - مب: مىشديم بدلم بگذشت كى علم حقيقت مباين علم شريعت است.
[١١] - مب: كفر بود.
[١٢] - مب: در نزديك.
[١٣] - مب: درآمد.