ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٥٠ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
بودايى رسيدم، اين ديدم چون چراغ مىتافت، اين برداشتم گفتم حال تو چگونه بود اندر آنوقت كه در آن وادى شدى گفت وقت فترت بود از آنچه من اندرو بودم پيش از آن.
ابو يزيد را گفتند فلان كس بشبى بمكّه شود گفت ابليس بساعتى از مشرق بمغرب شود و اندر لعنت خدايست. [گفتند[١]] فلانكس بر آب ميرود [و در هوا مىپرد[٢]] گفت [ماهى نيز[٣]] بر آب ميرود و مرغ در هوا مىپرد[٤]].
ابن سالم گويد از پدر خويش شنيدم كه مردى بود، در صحبت سهل عبد اللّه، عبد الرّحمن بن احمد نام داشت[٥]، روزى سهل [عبد اللّه[٦]] [را] گفت كه وقت مىباشد كه وضو [ئى[٧]] كنم [براى[٨]] نماز را اندكى [آب] از اعضاء من جدا ميشود همچون سبيكهاى زر و سيم، بر زمين مىآيد[٩] سهل گفت كه [تو ندانى] كودكان چون بگريند ايشانرا چيزى در پيش نهند[١٠] تا بدان مشغول شوند [و بازى كنند[١١]].
سهل عبد اللّه گويد فاضلترين كرامتهاى تو آنست كه خوى مذموم بدل كنى بخوى محمود[١٢].
جنيد حكايت كند[١٣] كه روزى در نزديك سرى شدم، سرى گفت گنجشگى
[١] - اصل: ندارد. از روى متن عربى افزوده شد.
[٢] - اصل: ندارد. از روى متن عربى افزوده شد.
[٣] - اصل: ندارد. از روى متن عربى اضافه شد.
[٤] - آنچه ميان[] است، مب: ندارد.
[٥] - مب: عبد اللّه بن احمد صحبت سهل عبد اللّه كردى. اصل: درست است.
[٦] - آنچه ميان[] است، مب: ندارد.
[٧] - آنچه ميان[] است، مب: ندارد.
[٨] - آنچه ميان[] است، مب: ندارد.
[٩] - مب: آب كى از دست من مىرود قضبان زر و سيم بود.
[١٠] - مب: خشخاش بدست ايشان دهند. مطابق متن عربى است.
[١١] - آنچه ميان[] است، مب: ندارد.
[١٢] - مب: بزرگترين كرامتى آنست كى خلق نكوهيده از اخلاق خويش بدل كنى بخلق پسنديده. اين روايت در« مب» و متن عربى قبل از روايت سابق ذكر شده است.
[١٣]- مب: گويد.