ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٣ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
مرا اندر شما لطيفه ماندست كه مراد خويش بيابم از شما گفتم چيست گفت صحبت كودكان.
ابو سعيد گويد با صوفيان صحبت كردم و چندانك صحبت كردم هرگز ميان من و ايشان خلاف نبود گفتند چرا گفت همه با ايشان بودم و بر خويشتن بودم.
و ازين طائفه بود ابو عبد اللّه محمّد بن اسمعيل المغربى استاد ابراهيم شيبان بود و شاگرد على رزين، صد و بيست سال عمر وى بود و وفاة وى اندر سنه تسع و تسعين و مأتين بود و كار وى عجب بود و هيچيز كى دست آدمى فرا آن رسيده بودى نخوردى بچندين سال، و بن گياه خوردى و چيزهاء كه عادة كرده بود[١].
ابو عبد اللّه مغربى گويد فاضلترين وقتها آبادان داشتن وقتست بموافقت.
هم او گويد خوارترين مردمان درويشى بود كى با توانگرى مداهنه كند يا او را متواضع باشد [و عزيزترين خلقان آنست توانگرى[٢] كه درويشان را متواضع باشد][٣] و حرمت دارد.
و از ايشان بود ابو العبّاس احمد بن محمّد مسروق[٤] از طوس بود و ببغداد نشستى صحبت حارث محاسبى كرده بود. و آن سرىّ سقطى، وفاة او در بغداد بود اندر سنه تسع و تسعين و مأتين.
ابن مسروق گويد كه هركى اندر خواطر دل با خداى مراقبت بجاى آرد، و خداى[٥] ويرا اندر حركات جوارح معصوم دارد.
ابن مسروق گويد تعظيم حرمت مؤمنان از تعظيم حرمت خداى بود[٦] و بنده
[١] - مب: چندين سال بيخ گياه خورد و بدان عادت كرده بود.
[٢] - ظ: عزيزترين خلقان توانگرى است كه الخ.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: محمد بن مسروق.
[٥] - ظ: بجاى آورد خداى.
[٦] - مب: تعظيم و حرمت داشت مؤمنان از تعظيم و حرمت.