ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٩٦ - باب پنجاه و دوم در سماع
گفت[١]] ايشان انصاراند، اندر ميان ايشان[٢] غزل گويند اگر [كسى[٣]] فرستادى كه گفتى:
|
اتيناكم اتيناكم |
فحيّانا و حيّاكم. |
|
براء بن عازب گويد از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم شنيدم كه گفت قرآنرا [بآواز خوش خوانيد] كه قرآنرا نيكوى افزايد[٤] اين خبر دليلست بر فضيلت آواز خوش.
[انس رضى اللّه عنه گويد كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت هر چيزى را حليتى است و حليت قرآن آواز خوش است[٥]].
و هم انس گويد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت دو آواز ملعونست، آواز ويل نزديك مصيبت[٦] و آواز ناى نزديك نعمت[٧]، مفهوم خطاب اين بود كه هرچه جز اين بود مباح بود[٨] [در غير اين احوال و الّا تخصيص باطل شود و اخبار درين باب بسيار آمده است[٩]].
و روايت كنند كه پيش پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم مردى گفت[١٠].
|
اقبلت فلاح لها |
عارضان كالسّبج |
|
|
ادبرت فقلت لها |
و الفؤاد فى وهج |
|
|
هل علىّ و يحكما |
ان عشقت من حرج |
|
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: در ميان انصار.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - اصل: آفريد. بىشك غلط است از نويسنده.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: در تعزيت.
[٧] - مب: مزمار در نعمت.
[٨] - اصل: و اين مفهوم خطابست كه غير اين مباح است.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: ٧ برخواندند.