ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٩٤ - باب پنجاه و دوم در سماع
و امّا [امام] شافعى رضى اللّه عنه حرام نداشتى[١] و [لكن] عوام را مكروه داشتست[٢] چنانك اگر كسى آنرا پيشه گرفتست و بر آن ايستادست بر روى لهو، گواهى او ردّ كرده است[٣] و بىمروّتى نهاده [است] و لكن از جمله آن ننهاده است كه حرام بود[٤].
[استاد امام گويد كه سخن من نه درين نفى است در سماع كه] رتبت[٥] اين طائفه برتر از آن بود كه سماع ايشان بر لهو بود يا نشستن[٦] ايشان [اندر سماع[٧]] بسهو بود يا اندر انديشه دل ايشان لغو[٨] بود [يا سماع ايشان بر صفت غير كفو[٩] بود[١٠]].
و از ابن عمر رضى اللّه عنهما اثرها همىآيد[١١] اندر [اباحت[١٢]] سماع و همچنين از عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب و از عمر رضى اللّه عنهم در حدا و غير آن[١٣]. و پيش پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم اشعار برخواندندى و او از آن بازنداشت[١٤].
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: دارد.
[٣] - مب: تا پيشه نگيرد و چون دوام بسماع مشغول گردند بر سبيل لهو گواهى دادن ايشان رد كند. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.
[٤] - مب: و لكن از جمله محرمات( نه) نهاده است.
[٥] - اصل: و رتبت.
[٦] - مب: نشست.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: و يا تذكر انديشه ايشان بلغو.
[٩]- اصل: غير و كفو. بقياس متن عربى اصلاح شد.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: آمده است.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - اصل: اندر حدا خبر همىآيد.
[١٤] - مب: و پيش پيغامبران( ظ: پيغامبر.) شعرها انشاد كردهاند و از آن نهى نكرده است.