ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٤٠ - باب چهلم در دعا
يكيست[١] و اگر چنانست كه درين وقت غلبه بر وى علم بود[٢]، دعا اوليتر از آنك[٣] [دعا[٤]] عبادتست و اگر غلبه درين وقت معرفت را بود خاموشى اوليتر [و صحيح بود] اگر گويند هرچه مسلمانان را در آن نصيبى بود يا حقّ سبحانه و تعالى را[٥] اندران حقّى بود دعا اوليتر. و هرچه حظّ نفس تو بود خاموشى اوليتر.
و در خبر مىآيد كه بنده دعا كند خداى تعالى[٦] او را دوست [تر] دارد گويد اى جبرئيل[٧] اندر حاجت اين بنده تأخير كن كه من دوست دارم كه آواز وى شنوم [و بنده بود كه دعا كند و خداوند سبحانه او را دشمن دارد گويد جبرئيل حاجت او روا كن كه من كراهيت ميدارم كه آواز وى مىشنوم[٨]].
و حكايت كنند كه يحيى بن سعيد القطّان حقّ را سبحانه و تعالى بخواب ديد گفت يا رب بسا كه[٩] ترا بخوانم و اجابتم نكنى گفت يا يحيى زيرا كه دوست دارم كه آواز تو شنوم.
و پيغامبر [صلى اللّه عليه و سلّم[١٠]] گفت كه بدان خداى كه جان من بحكم اوست كه بنده خدايرا بخواند و خداى بر وى بخشم باشد، ازو[١١] اعراض كند پس ديگربار بخواند اعراض كند سديگربار[١٢] بخواند [خداى تعالى] فريشتگانرا گويد
[١] - مب: يكى باشد.
[٢] - مب: و درين وقت اگر غلبه علم را بود.
[٣] - مب: زيرا كى.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: و يا خداى را تبارك و تعالى.
[٦] - مب: عز و جل.
[٧] - مب: يا جبريل.
[٨] - مب: ندارد.
[٩]- مب: چندانك.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: كى بنده بود كى خداى با وى بخشم باشد چون خداى را بخواند از وى.
[١٢] - مب: سيومبار.