ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٢١ - باب سى و هشتم در غيرت
و گروهى از مردمان گفتهاند كه غيرت از صفات اهل بدايت بود و موحّد[١] غير را[٢] نبيند و اختيار صفت او نباشد [و ويرا نبايد[٣]] كه بدانچه اندر مملكت رود تحكّم كند بلكه حقّ سبحانه و تعالى اولىتر بچيزها آنچه خواهد[٤] ميكند.
ابو عثمان مغربى گويد غيرت صفات مريدان باشد اهل حقائق را نبود[٥].
شبلى گويد غيرت دوست غيرت بشريّت بر اشكال[٦] و غيرت الهيّت بر دلها.
و هم شبلى گويد غيرت الهى[٧] بر انفاس [از آن[٨]] بود كه ضايع بود اندر چيزى[٩] جز خداى عزّ و جلّ[١٠].
واجب چنان كند كه گوئى[١١] غيرت دوست غيرت حق بر بنده و آن [آن] بود كه خلق را اندر وى[١٢] نصيب نكند[١٣]، و او را ازيشان ربوده دارد و غيرت بنده حق را سبحانه و تعالى [آن بود[١٤]] كه احوال و انفاس خويش بغير حق مشغول ندارد نگويند بر خداى [تعالى] غيرت مىبرم [و گويند خدايرا غيرت مىبرم زيرا[١٥]]
[١] - مب: موجود. خلاف متن عربى است.
[٢] - مب: اغيار را.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: اوليتر كى آنچ.
[٥] - مب: غيرت نباشد.
[٦] - مب: بر تنها. متن عربى: فغيرة البشرية على النفوس.
[٧] - مب: الهيت.
[٨] - مب: ندارد.
[٩]- مب: كى ضايع شود بچيزى.
[١٠] - مب: تعالى.
[١١] - مب: آن بود كى گويند.
[١٢] - مب: با وى.
[١٣] - مب: نبود.
[١٤] - مب: ندارد.
[١٥] - مب: ندارد.