ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤١ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
سياحت كردم چندين سال پس با تستر آمدم و شب تا روز قيام كردمى.
نصر بن احمد گويد كه سهل گفت هر عمل كننده كه عمل كند نه باقتدا اگر طاعت بود و اگر معصيت همه راحت نفس بود و هر فعل كى كند باقتدا همه عذاب نفس بود.
و از ايشان بود ابو سليمان عبد الرحمن بن عطيّة الدارانى[١] از ديهى از ديههاى دمشق بود وفات او اندر سنه خمس عشر و مأتين بود.
احمد بن ابى الحوارى گويد كى از ابو سليمان شنيدم كه گفت هركه اندر روز نيكوئى كند اندر شب مكافات يابد و هركه اندر شب نيكوئى كند اندر روز مكافات يابد و هركه بصدق [از] شهوتى دست بدارد خداى تعالى شهوة از دلش ببرد و خداى كريمتر از آنست كه [از] شهوتى براى او دست بدارى آن دلرا ديگر باره بدان شهوة عذاب كند.
هم از وى روايت كند كى هرگاه كه دوستى دنيا اندر دلى قرار گرفت دوستى آخرة از آن دل برفت.
از جنيد همىآيد كه از ابو سليمان شنيدم كه بسيار بود كه چيزى اندر دلم افتد از نكته قوم بچند روز فرا نپذيرم الّا بدو گواه عدل از كتاب و سنّت.
و ابو سليمان گفت فاضلترين كارها خلاف نفس است و هر چيزى را علامتى است و علامت خذلان دست بداشتن گريستن است.
ابو سليمان گويد هر چيزى را زنگارى است و زنگار دل سير بخوردن است.
هم او گويد كى هرچه ترا از خداى باز دارد از اهل و مال و فرزند شوم بود.
ابو سليمان گويد شبى سرد اندر محراب بودم و از سرما آرامم نبود و من يكدست پنهان كردم از سرما و ديگر دست فرا بيرون كرده، اندر خواب شدم هاتفى مرا آواز داد كه يا با سليمان آنچه روزى اين دست بود كى بيرون كرده بود بوى داديم
[١] - اصل: الدارائى.