ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٤٢ - باب سى و دوم در حريّت
و آزادگى[١] آن بود كه مرد از بندگى همه آفريدها بيرون آيد [و هرچه دون خدايست عزّ و جلّ آنرا در دل وى راه نبود و علامت درستى آن برخاستن تميز بود از دل او ميان چيزها و خطر شريف و وضيع از اعراض دنيا نزديك او يكسان بود، چنانك حارثه گفت پيغامبر را صلّى اللّه عليه و سلّم تن خويش از دنيا بازداشتم[٢]، زر و خاك نزديك من برابرست.
از استاد ابو على شنيدم كه گفت هركه اندر دنيا آيد و ازان حرّ بود از دنيا بيرون شود و ازو حرّ بود.
دقّى حكايت كند از زقّاق كه گفت هركه اندر دنيا آزاد بود، از بندگى او [آزاد بود[٣]].
استاد امام رحمه اللّه گويد حقيقت آزادى اندر كمال عبوديّت بود چون در عبوديّت صادق بود او را از بندگى اغيار آزادى دهند امّا اگر بنده پندارد كه بنده را[٤] مسلّم بود كه وقتى لگام بندگى از سر فروكند و يك لحظه از حد[٥] فراتر شود از آنجا كه امر و نهى است و وى مميّز است در دار تكليف[٦]، آن از دين بيرون آمدنست، خداوند تعالى[٧] پيغامبر را گفت صلّى اللّه عليه و سلّم و اعبد
[١] - مب: استاد امام گويد كى حريت آن بود كى مرد از بند همه آفريدها بيرون آيد.
[٢] - متن عربى: عزفت نفسى عن الدنيا. جان من از دنيا روى برتافت. اصل: درست نيست.
[٣] - متن عربى: كان فى الاخرة حرا منها. در آخرت نيز از بند آن آزاد باشد. آنچه ميان[] است در مب نيست.
[٤] - مب: او را.
[٥] - مب: از خداى تعالى. مخالف متن عربى است.
[٦] - مب: در تكليف. اصل: مطابق متن عربى است.
[٧] - مب: از دين بيرون آمده باشد از بهر آن كى خداوند تعالى.