ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٢ - باب اول در بيان اعتقاد اين طايفه در مسائل اصول
فصل استاد امام رضى اللّه عنه گويد اين فصلها دليل كند بر بيان عقائد مشايخ اين طائفه در مسائل توحيد كه ما ياد كرديم بر طريق ترتيب. پيران طريقت چنين گفتهاند در مجموعات و متفرّقات و مصنّفات خويش كى حق سبحانه و تعالى موجوديست قديم و حكيم قادر و عليم قاصد[١] و رحيم احد و باقى و صمد و او عالمست بعلم، قادر بقدرت، مريد بارادت، سميع بسمع، بصير ببصر، متكلّم بكلام، حىّ بحيوة، باقى ببقاء. و او را وصفى[٢] است آنرا يد خوانند و هر چه خواهد بيافريند بر تخصيص. و او را وجه است. و صفتى است از صفات ذات و صفات ذات قائم بذات او است و نگويند غير او است بلكه صفاتى است ازلى و نعوتى[٣] سرمدى و ذات او يك چيز است كه با هيچيز نماند از آفريدهها، جسم نيست و جوهر نيست و صفات و اعراض نيست، اندر وهم صورة نبندد و بعقل تقدير نتوان كرد و جهت و مكان بر وى روا نيست، وقت و زمان را بر وى گذر نيست و زيادة و نقصان اندر صفات او روا نيست، و هيئت و اندازه را بدو راه نيست، و حد و نهايت او را قطع نكند، محلّ حوادث نيست، و لون بر وى روا نيست و او را بمدد كس حاجت نيست، مقدورها از قدرة او بيرون نيست، و هيچ آفريده از حكم او رهائى نيابد و هيچ معلوم از علم او غائب نيست، و نه بر آنچه كند و آنچه كرد كس را عتاب و ملامت رسد بر وى و او را نگويند[٤] كجا است و چگونه است و وجود او را ابتداء نتوان گفت تا گويند كى بود و بقاء او متناهى نيست تا توان گفت اجلش سپرى شد و نتوان گفت آنچه كرد چرا كرد و علّت نيست فعل او را، نگويند چه چيزست كه مانندى نيست يا گويند فلانى
[١] - ظاهر مطابق متن عربى قاهر.
[٢] - اصل: دو صفت.
[٣] - اصل: صفات ازلى و نعوت سرمدى.
[٤] - اصل: گويد