ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢١ - باب اول در بيان اعتقاد اين طايفه در مسائل اصول
هركه چنان داند كى اين دنّو بنفس بود مسافت آنجا اثبات كرد. تدلّى آن بود كه نزديك گرديده بود[١] بانواع معرفتها، نزديكى و دورى بر وى صورت نبندد.
بخط استاد ابو على رحمه اللّه ديدم كه صوفيى را گفتند كو خداى گفت دور باديا! با عين اين طلب مىكنى.
خرّاز گويد حقيقت قرب پاكى دلست از همه چيزها و آرام دل با خداى عزّ و جلّ.
ابراهيم خوّاص گويد مردى را ديدم كه او را صرع رنجه ميداشت بانگ نماز اندر گوش وى همىگفتم ديوى از اندرون وى آواز داد كى دست بدار تا اين را بكشم كه او قرآنرا مخلوق گويد.
ابن عطاء گويد، چون خداى حروف را بيافريد او را پنهان داشت چون آدم را بيافريد اين سرّ در وى نهاد و هيچكس را از فرشتگان از آن سرّ خبر نداد آن سرّ بر زبان آدم برفت از هر گونه و لغتهاى گوناگون او را خداى عزّ و جلّ صورتها آفريد، آشكارا شد بقول ابن عطاء كه حروف مخلوق است.[٢] جنيد گويد اندر جواب مسائلى كه او را همىرفت كه حق يگانه است بعلم غيب، دانست آنچه بود و آنچه خواست بود و آنچه نخواست بود و اگر بودى چگونه بودى.
ابن منصور گويد هركه توحيد بحقيقت بشناخت لم و كيف از او بيفتاد.
جنيد گويد شريفترين و برترين مجلسها نشستن بود بفكرت اندر ميدان توحيد.
واسطى گويد كى خداى عزّ و جلّ هيچيز نيافريد گرامىتر از روح. بديد كرد كه روح آفريده است. و مصنّف اين كتاب استاد امام رحمه اللّه گويد اندرين حكايتها دليلست كى اعتقاد پيران متصوّفه موافق بوده است با قول اهل حق اندر مسائل اصول و بدين قدر بسنده كرديم تا آنچه اختيار است از حد اختصار بيرون شده نيايد.
[١] - اصل: كرد بنده.
[٢] - اصل عربى اضافه دارد: و قال سهل بن عبد اللّه ان الحروف لسان فعل لا لسان ذات لانها فعل فى مفعول قال و هذا ايضا تصريح بان الحروف مخلوقة.