ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٤٤ - باب چهارم در توبه
از بيم عقاب بود و توبه استجابت آن بود كه توبه كند شرم داشتن از كرم او[١].
ابو حفص را گفتند چرا تائب دنيا را دشمن دارد گفت از بهر آنك سرائى است كه در آنجا گناه كردست گفتند او را، هم اين سراى است كه خدايش در آنجا گرامى كرد بتوبه گفت از گناه بر يقين است و از توبه فرا پذيرفتن بر شك.
[واسطى گويد طربى اندر داود ٧ فرا ديدار آمد از حلاوت طاعت، باندوه و از حسرت بدل شد و او اندرين حال تمامتر بود از آنك در آنوقت كه كار بر وى پوشيده بود. پيرى گفته است كه توبه دروغ زنان بر سر زبان باشد يعنى قوله استغفر اللّه.[٢]]
ابو حفص را پرسيدند از توبه گفت بنده را از توبه هيچچيز نيست زيرا كه توبه بازو است نه ازو.
گويند خداى عزّ و جلّ وحى كرد بآدم كه يا آدم تو فرزندانرا رنج و اندوه ميراث گذاشتى، و من ايشان را توبه گذاشتم هركه مرا بخواند ازيشان بدعاى تو لبّيك كنم ايشانرا چنانك ترا كردم. [يا آدم] مردمان تائب را برانگيزم از گور همه شادان و خندان و دعاى ايشان همه مستجاب كنم.
مردى رابعه را گفت گناه بسيار كردهام اگر توبه كنم فرا پذيرد گفت نه [و ليكن] اگر توبه دهد توبه كنى.
و بدانك خداى تعالى گفت انّ اللّه يحبّ التّوّابين و يحبّ المتطهّرين هركه زلّتى كند ازان زلّت بر يقين باشد چون توبه كند از قبول توبه بر شك بود.
[كى شرط توبه آنست كى مستحقّ محبّت گردد و تا بنده عاصى بدان رسد كه امارات محبّت خداى بيابد دورست] واجب باشد بر بنده چون بدانست كه چيزى
[١] - مب: كى از خداى تعالى شرم دارد.
[٢] - آنچه ميان[] است در« مب» نيست.