ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١١٥ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
كه اگر يك قدح بخورد هرگز تشنه نشود[١]. بو يزيد جواب باز نبشت كه عجب بماندم از ضعيفى حال كه اينجا كس هست كه اگر درياهاء عالم[٢] بياشامد سير نشود و نيز زيادت خواهد[٣].
و بدانك كأس قرب از غيب اندر آيد و آن نگردانند مگر بر اسرارى كى از بندگى چيزها آزادى يافته بود[٤].
و از آن جمله محو و اثباتست. محو برداشتن صفتهاء عادتى بود و اثبات قيام كردن بود باحكام عبادات، هر كى احوال خويش پاكيزه دارد از خصلتهاء نكوهيده و بدل كند باحوال و اقوال پسنديده، خداوند محو و اثبات بود.
و از استاد ابو على [دقّاق] شنيدم كه گفت يكى از پيران فرا كسى گفت چه محو مىكنى و چه اثبات[٥] مرد خاموش شد گفت بدانك وقت محو بود يا اثبات آنكس كى او را محو نبود[٦] و اثبات، معطّل و مهمل بود[٧] و محو را قسمتها است، محو زلّت از ظاهر و محو غفلت بود از باطن و محو علّت از اسرار، اندر محو زلّت اثبات معاملات بود و اندر محو غفلت اثبات منازلات و در محو علّت اثبات مواصلات و اين محو و اثباتى بود بشرط عبوديّت.
امّا حقيقت محو و اثبات از قدرت بيرون آيد و محو آن بود كى حق بپوشاند و اثبات آن بود كه حق او را پيدا كند [محو و] اثبات اندر مقصوره مشيّت بازداشته
[١] - مب: كسى است كه يك قدح شراب نخورد و نيز تشنه نشود.
[٢] - مب: درياى كون.
[٣] - متن عربى: و هو فاغرفاه يتزيد. و او دهان گشاده است و زيادت مىطلبد.
[٤] - مب: مگر بر اسرارى آزادى يافته و ارواحى از بندگى آزاد.
[٥] - اصل: محو و اثبات بچه بود.
[٦] - اصل: بود.
[٧] - مب: او معطل بود گذاشته.